توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٠
برگشتند به آن رودخانههای اولی . مثل اینکه اصلا برای اینها مقرر و مقدر شده است که در یک جای معین زندگی کنند . این با یاد دادن نسل گذشته اصلا قابل توجیه نیست ، جز اینکه بگوییم یک نقشهای ، یک طرحی ، یک راهنماییای [ در کار است ] ، چون هیچ کس قبول نکرده که ساختمان مغزی و عصبی هیچ حیوانی برای یک چنین چیزهایی کافی است ، والا تکامل یافتهترین مغزها مغز انسان است و باید مغز انسان هم چیزی را که به آن یاد ندهند یاد بگیرد ، چیزی را که به آن یاد ندهند که یاد نمیگیرد . مغز فقط آمادگی دارد برای اینکه اگر چیزی به آن تعلیم کنند یاد بگیرد ، اما اگر تعلیم نکردند که یاد نمیگیرد . حالا بگویید مغز ، بالاخره مغز دارد هدایت میشود . در حیوانات ، موضوع هدایت آنها در کارهای خودشان بسیار عجیب و فوقالعاده است و کتابها در این زمینهها نوشتهاند .
هدایتها و الهامات اخلاقی در انسان
در انسان بحث کنیم . در انسان انواعی از هدایتها وجود دارد که ما آنها را طبق آنچه که قرآن کریم فرموده است بیان میکنیم ، بعد ببینید اینها با اصول علمی جور درمیآید یا نه . یکی از هدایتهایی که قرآن کریم نام میبرد ، هدایتها و الهامات اخلاقی است . میدانیم که اخلاق ، هم به فرد مربوط است و هم به اجتماع . اخلاق یعنی بهترین نوع کاری که انسان باید در مقابل افراد دیگر اجتماع انجام دهد و مصلحت اجتماع در این است و اگر غیر از این باشد ، اجتماع راه کمال را طی نمیکند و این بهترین راهی است که انسان برای شخص خودش باید انتخاب کند تا به سوی کمال پیش برود . اخلاق به اصطلاح علم دستوری است ، راجع به آن چیزی است که انسان باید انجام دهد ، نه راجع به آن چیزی است که هست . آیا خوب است ، باید انسان چنین میکند یا نه ؟ در انسان فطرتا ، مستقل از هر تعلیم و تربیتی ، یک سلسله دستورهای اخلاقی اینچنینی وجود دارد که انسان میگوید خوب است انسان این جور عمل کند ، بد است آن جور دیگر عمل کند ، باید چنین بود ، باید چنان بود ، همینهایی که ما