توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٧
" « اقرا و ربک الاکرم »"
باز بخوان ، پروردگار تو کریمتر است . آیا کریمتر است از هر کریمی یا
کریمتر است از اینکه فقط آفریننده باشد و هادی نباشد ؟ کریم خالق هادی
است .
" « الذی علم بالقلم ، علم الانسان ما لم یعلم »" [١] .
این همان هدایت انسان است . پروردگار تو همان کسی است که قلم را به
انسان تعلیم کرد ، به انسان یاد داد که قلم به دست بگیرد . قلم به دست
گرفتن ، نمونه و سمبلی است از خواندن و نوشتن و علم و در واقع تمام آثار
تمدنی بشر که ناشی از خواندن و نوشتن و ضبط کردن و باقی گذاشتن و . . .
است .
اینجا ببینید فصل " « اقرا باسم ربک الذی خلق ، خلق الانسان من علق
" ، باز دو مرتبه به عنوان یک فصل جدید : " اقرأ " بخوان ، بخوان به
نام آن پروردگار که آفرید . کأنه میفرماید : بخوان به نام آن پروردگار که
انسان را هدایت کرد . با یک کلمه " اقرأ " میان جمله قبل و جمله بعد
فاصله ایجاد شده ، خودش دو عنایت ، دو جهت را نشان میدهد .
البته نمیخواهم بگویم آیات هدایت به این چهار آیه منحصر است . آن
مقداری که الان در ذهن من هست و شاید همینها را من بیشتر از تفسیر فخر
رازی ، در همان تفسیر سوره " سبح اسم " گرفته باشم - این چهار آیهای
است که عرض کردم . شاید آیات دیگری هم در قرآن باشد که خلق و هدایت
به عنوان دو اصل جداگانه ذکر شده باشد ولی عجالتا ما این چهار آیه را
بیشتر نداریم و بعید است که بیشتر از این هم باشد ، چون او خیلی به
آیات قرآن احاطه دارد و [ اگر ] بیشتر [ میبود ] ذکر میکرد . البته ما
در قرآن آیات هدایت زیاد داریم ولی مقصود این است که آیاتی که خلق و
هدایت را به عنوان دو دلیل جداگانه از قرآن میشود فهمید ، عجالتا این
چهار آیه است .
پس مسأله اتقان صنع به تعبیر خود قرآن "« صنع الله الذی اتقن کل شیء
" مربوط به ساختمان و ارگانیسم موجودات است . این ساختمان با یک
تشکیلات و انتظاماتی
> معروف ) ، گفتهاند که علق یعنی همان زالو و این اشاره است به آن اسپرمی که در نطفه مرد هست که میگویند زالو شکل است و شکم نسبتا گندهتر و دم باریکتری دارد . به هر حال از بحث ما خارج است . [١] علق / ١ - [٥]