الصحيفة السجادية - فیض الاسلام - الصفحة ١٧١ - دعاى بيست و پنجم از دعاهاى امام عليه السلام است براى فرزندانش عليهم السلام
و از كيفر (مخالفت) آن (يا كيفر آنچه ما را نهى كردى) ترسانيدى، و براى ما دشمنى قرار دادى كه با ما مكر ميكند، او را درباره ما تسلّط و توانائى دادى بر آنچه (جميع اعضاء) كه ما را بر آن درباره او تسلّط ندادى (براى آنكه) او را در سينههاى ما جا دادى، و در رهگذرهاى خونهاى ما روان گردانيدى (گفتهاند: مراد از صدر «سينه» جايگاه قلب «دل» است، و جائز است كه مراد بآن قلب باشد كه پاره گوشت صنوبرىّ الشّكل «مانند ميوه درخت كاج» است كه در سمت چپ سينه قرار گرفته، و مراد از قلبى كه محقّقين فرمودهاند: شيطان را بر آن راهى نيست و نيز مفسّرين در قول خداى تعالى «س ١١٤ ى ٥»: الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ «آن شيطان كه وسوسه و انديشه بد و بيجا در سينههاى مردم افكند» فرمودهاند:
اينكه نفرموده: في قُلُوبِ النَّاسِ «در دلهاى مردم» براى آنست كه شيطان را بر دل مؤمن الَّذي هُوَ بَيْنَ اصْبَعَيْنِ مِنْ اصاْبِعِ الرَّحْمنِ «دلى كه بين دو انگشت از انگشتهاى رحمت خداوند است» تسلّط و توانائى نيست، آن قلب لطيفه ربّانيّه نورانيّه عالمه است كه جاى فرود انوار الهيّه است و بآن انسان، انسان ميباشد و همان حقيقت انسان است كه بسبب آن براى پيروى احكام آماده ميگردد و از آن گاهى بنفس ناطقه و گاهى بروح و گاهى بعقل تعبير ميشود، و بر گفتار محقّقين دلالت دارد فرمايش حضرت صادق- عليه السّلام- باينكه خداى تعالى مؤمن را گرفتار ميسازد بهر گرفتارى و ميميراند بهر مردنى و او را به از بين رفتن عقلش گرفتار نميگرداند، آيا نمىبينى ايّوب را كه چگونه شيطان را بر مال و فرزند و اهل و هر چيز او چيره گردانيد و بر عقل او مسلّط ننمود تا بوسيله آن تنها بخدا ايمان داشته باشد، و گفتهاند:
معنى جريان شيطان در مجارى خون آنست كه او از فرزند آدم تا زنده است جدا نميشود چنانكه خون از او جدا نميگردد، ولى بزرگان و محقّقين معنى ظاهرى آن را گرفته و فرمودهاند:
شيطان را چنان توانائى داده شده است كه بر اثر لطافت هيئت خود در عروق و رگها