الصحيفة السجادية - فیض الاسلام - الصفحة ١٧ - در بيان كسانيكه صحيفه از آنها روايت شده
[٣٩ سپس كسى بطلب محمّد و إبراهيم فرستاد چون آمدند فرمود: اين ارث پسر عموى شما يحيى است از پدرش (زيد) كه شما را بآن تخصيص داده نه برادرانش را (برادران يحيى ابن زيد: حسين، عيسى و محمّداند، حسين روزيكه پدرش كشته شد هفت ساله بود، حضرت صادق- عليه السّلام- او را تربيت و پرورش نموده علم باو آموخت، و او را بر اثر بسيار گريستنش از خوف خدايتعالى در نماز شب ذو الدّمعة و ذو العبرة «صاحب اشك ميناميدند، و در پايان زندگى نابينا شد و او را مكفوف «كور» گفتند: و در سال يكصد و سى و پنج يا يكصد و چهل از دنيا رفت، و عيسى در محرّم سال يكصد و نه بدنيا آمد و در شصت سالگى در كوفه رخت بر بست و نيمى از عمر خود را از ترس بنى العبّاس در پنهانى بسر برد و چون شيرى را كه داراى بچگان بود و سر راه بر مردم گرفته گشت ملقب به موتم الاشبال «يتيم كننده شير بچگان» شد، و امّا محمّد چهارمين و كوچكترين فرزندان زيد ابن علىّ ابن الحسين- عليهما السّلام- است كه تاريخ ميلاد و وفاتش را نيافتم و داراى فضل و بزرگوارى بسيار بوده) و ما در باره آن با شما پيمان مىبنديم-] [٤٠ گفتند: خدا تورا رحمت كند بگو كه گفتارت پذيرفته است-] [٤١ فرمود: اين صحيفه را از مدينه بيرون مبريد-] [٤٢ گفتند: چرا؟-] [٤٣ فرمود: پسر عموى شما در باره صحيفه از چيزى بيم داشت كه بر من در باره شما هم آن بيم را دارم-] [٤٤ گفتند: او هنگامى در باره آن ترسيد كه دانست كشته ميشود-]