الصحيفة السجادية - فیض الاسلام - الصفحة ٢٤٥ - دعاى سى و هفتم از دعاهاى امام عليه السلام است هنگاميكه بناتوانى از بجا آوردن شكر و سپاس اقرار مي نمود
بجا آورم در حالى كه شكرگزاردن من تو را نعمتى است كه بمن بخشيدهاى؟ خداى تعالى فرمود: اكنون شكر مرا بجا آوردى كه دانستى آن نعمت از جانب من است)-] [٢ و هر چند كوشش نمايد بحدّى از طاعت و فرمانبرداريت نخواهد رسيد جز آنكه در برابر استحقاق و سزاوار بودن تو بر اثر فضل و احسانت (يا كمال و برتريت) عاجز و ناتوان است-] [٣ پس سپاسگزارندهترين بندگانت از سپاس تو، و پرستندهترين آنان از فرمانبرداريت ناتوان است-] [٤ كسى شايستگى ندارد كه بسبب شايستگيش او را بيامرزى، و نه بسبب سزاواريش از او راضى و خوشنود گردى (او را مشمول رحمت خود نمائى)-] [٥ پس هر كه را بيامرزى از انعام تو است، و از هر كه راضى شوى از احسان تو است-] [٦ جزاى بسيار ميدهى عمل اندكى را كه پذيرفتهاى، و طاعت و فرمانبرى كمى را پاداش ميدهى تا اينكه گوئيا شكر بندگانت كه پاداششان را بر آن لازم گردانيدهاى و جزاى آنان را از آن بزرگ نمودهاى كارى است كه بى (قدرت و توانائى دادن) تو بر امتناع و باز ايستادن از آن قدرت دارند پس از اين رو آنها را پاداش دادهاى، يا سبب آن سپاسگزارى بدست تو نبوده پس از اين رو اينان را مزد دادهاى-]