الصحيفة السجادية - فیض الاسلام - الصفحة ٢١٧ - دعاى سى و دوم از دعاهاى امام عليه السلام است براى خود پس از بجا آوردن نماز شب درباره اقرار به گناه
دهد، و مشهور آنست كه جائز است كسيكه عذر و بهانهاى داشته باشد آن را پيش از نيمه شب بجا آورد و ليكن قضاى آن «بجا آوردن بعد از نماز صبح» از خواندن پيش از نيمه شب بهتر است): [١ بار خدايا اى داراى پادشاهىاى كه (پادشاهى تو) هميشه جاودان است (زيرا پادشاهى تو) هميشه جاودان است (زيرا پادشاهى او بعلم و قدرتش بر ممكنات آنها را آفريده يا نيافريده باشد كه يكسان است)-] [٢ و اى داراى سلطنت و توانائى كه بى لشگرها و پشتيبانيها خود بتنهائى قوىّ و توانا است (زيرا نيازمند بودن با لشگر و پشتيبان از لوازم عجز و ناتوانى است و آن از صفات آفريده شدهگان است)-] [٣ و اى داراى عزّت و چيرگى و رفعت و بزرگوارى كه با گردش روزگارها و سپرى شدن سالها و گذشتن زمانها و روزها باقى و پاينده است (نابود نميشود، زيرا غايت و پايانى از زمان براى او نميباشد تا بآن منتهى گردد چون آفريننده زمان و زمانيّات است)-] [٤ سلطنت تو چنان غالب است كه حدّ و مرزى براى آن باوّل بودن و منتهى و پايانى براى آن بآخر بودن نميباشد (اوّلى براى آن نيست كه آن آغاز باشد و نه آخرى كه بآن پايان پذيرد)-] [٥ و پادشاهى تو چنان بلند پايه است كه همه چيز پيش از رسيدن بپايان آن (كه پايانى براى آن نيست) فرو مانده (نتوانسته آن را درك نمايد)-] [٦ و منتهاى وصف وصف كنندگان بپائينترين مرتبهاى از رفعت و بزرگوارى كه بخود اختصاص دادهاى نميرسد (نتوانستهاند او را بوصفى كه لائق و سزاوار او است وصف نمايند، و پائينتر و بالاتر مرتبه از رفعت و بزرگوارى حقّتعالى نسبت بنظر مخلوقين و تعقّل ايشان است و گر نه بزرگوارى او عبارت