الصحيفة السجادية - فیض الاسلام - الصفحة ١٧٧ - دعاى بيست و ششم از دعاهاى امام عليه السلام است در باره همسايگان و دوستانش هنگاميكه از ايشان ياد مي نمود
بالدّهر واعظا و كفى بالموت مفرّقا يعنى كافى است كه روزگار پند دهنده و مرگ جدا كننده باشد، و هم آن حضرت- صلّى اللّه عليه و آله- فرموده: نبوده و نيست مؤمنى تا روز قيامت جز آنكه او را همسايهاى است كه بيازاردش. و احاديث در اين باره بسيار است و بايد دانست كه نيكى با همسايه بس نيازردن او نيست بلكه تحمّل و پذيرفتن آزار او نيز از جمله نيكى با همسايه ميباشد):-] [١ بار خدايا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا ببهترين يارى نمودن در باره همسايگان و دوستانم كه بحقّ ما شناسا هستند (امامت ما را باور داشته حقوق ما را رعايت مينمايند) و با دشمنان ما مخالفت ميكنند همراهى فرما-] [٢ و آنان را توفيق ده براى بر پا داشتن طريقه و روش (نگاهدارى احكام) و فرا گرفتن اخلاق نيك خود (كه بندگان را بآن امر فرمودهاى) در سود رساندن بناتوانانشان، و جلوگيرى از فقر و نيازمنديشان، و رفتن نزد بيمارشان، و راهنمائى نمودن راه جويشان، و اندرز دادن مشورت كنندهشان، و ديدار از سفر آمدهشان، و پنهان كردن رازهاشان، و پوشاندن عيبهاشان، و يارى كردن ستمديدهشان، و خوب كمك كردنشان در ابزار خانه (ديگ، تبر، نردبان و مانند آنها) و سود رساندنشان ببخشش فراوان، و دادن آنچه ايشان را واجب و لازم است پيش از درخواست (ابو اسمعيل گفته: بحضرت باقر عليه السّلام گفتم: شيعه «پيروان شما آل محمّد عليهم السّلام» نزد ما بسيار است، فرمود: آيا دارا به ندار مهربانى ميكند «چيزى ميدهد» و نيكوكار از بدكار ميگذرد و با يكديگر كمك مينمايند؟ گفتم: نه، فرمود: آنان شيعه نيستند، شيعه كسى است كه اين كارها را بجا آورد)-]