الصحيفة السجادية - فیض الاسلام - الصفحة ١٣٤ - دعاى بيستم از دعاهاى امام عليه السلام است در(درخواست توفيق براى) خوهاى ستوده
فرمايد: وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ يعنى پرهيزكاران آنانند كه سختترين خشم را فرو نشانده از «بدى» مردم در گذرند) و خاموش كردن آتش دشمنى (اختلاف بين مردم) و گرد آوردن پراكندگان (دلهاى از هم رنجيده) و اصلاح فساد بين مردم، و فاش كردن خير و نيكى، و پنهان نمودن عيب و زشتى (از كسانيكه از آن شرمندهاند، نه از آنانكه هر چند عيبشان را پنهان كنند دست از آن بر ندارند كه پنهان نمودن عيب اين كسان كمك بر معاصى است، پس آشكار كردن عيب آنان روا است، و ناگفته نماند:
پنهان نمودن عيب در باره معصيت و گناه گذشته است، ولى در باره گناهيكه اكنون بجا ميآورد بر كسيكه توانا باشد واجب است كه او را منع نموده و باز دارد، نه آنكه آن را پنهان نمايد، و اگر توانا نيست بكسيكه زمام امور را در دست دارد مراجعه نمايد در صورتيكه كار بمفسده و تباهكارى سختر از آن نكشد، و همچنين واجب است آشكار نمودن عيب شاهد و گواه و راوى خبر و امين بر اوقاف و صدقات و اموال ايتام هنگام حاجت، زيرا احكام شرعيّه بر آن مترتّب است، و عيبگوى ايشان گناه نكرده است در صورتيكه قصد عيب گوينده جلوگيرى از معصيت باشد، نه آشكار ساختن عيب) و نرمخوئى و فروتنى و نيكو روشى، و سنگينى، و خوشخوئى (با مردم) و پيشى گرفتن نيكى، و برگزيدن احسان بى آنكه جزاى احسانى باشد، و سرزنش نكردن (رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرموده: كسيكه مؤمنى را بگناهى سرزنش نمايد نميميرد تا اينكه آن را مرتكب شود. و اين فرمايش با وجوب امر بمعروف و نهى از منكر منافات ندارد، زيرا مقصود از آن نصيحت و اندرز است، نه سرزنش) و همراهى نكردن بغير مستحق (زيرا كمك بكسيكه شايسته نيست اسراف و بيجا بكار بردن مال است كه نكوهش شده) و گفتن حقّ اگر چه سخت (يا اندك) باشد، و كم شمردن نيكى در گفتار و كردارم اگر چه بسيار باشد، و بسيار شمردن بدى در گفتار و كردارم اگر چه كم باشد (چون اين صفت شخص را از عجب و خود پسندى دور ميگرداند) و آنچه را بيان شد براى من بوسيله هموارگى طاعت و فرمانبرى، و هميشه بودن با جماعت (مؤمنين كه بر مذهب حقّ بوده و گرد آمدهاند هر چند اندك باشند) و واگذاشتن بدعت گزاران و آنكه راى و انديشه اختراع شده بكار برد، كامل گردان-]