الصحيفة السجادية - فیض الاسلام - الصفحة ١٠ - در بيان كسانيكه صحيفه از آنها روايت شده
خونخواهى حضرت امام حسين- عليه السّلام- ميدانند و اين با نهى حضرت امام باقر- عليه السّلام- منافات ندارد، زيرا نهى آن حضرت يا از روى تقيّه بوده يا از روى شفقت و مهربانى بر او، و اينكه گفتهاند: نهى حضرت باقر- عليه السّلام- بجناب زيد نهى تحريمى است جز آنكه بسبب دعاى حضرت صادق- عليه السّلام-:
خدا عمويم زيد را بيامرزد، و بسبب خويشاوندى او خداى تعالى وى را ميبخشد، گفتارى بجا و دور از انديشه نيست، و امّا خروج مانند يحيى و محمد و إبراهيم را اشكال نمودهاند براى اينكه از ايشان بامام- عليه السّلام- زيان رسيده، نسأل اللّه العفو عنهم و عنّا، يحيى بمتوكل ابن هرون فرمود:) آيا پسر عمويم جعفر ابن محمّد- عليه السّلام- را ديدار نمودى؟ گفتم: آرى-] [١٢ گفت: از او شنيدى كه از كار من چيزى بگويد؟ گفتم: آرى-] [١٣- گفت: در باره من چه فرمود؟ مرا آگاه كن، گفتم: فدايت گردم دوست ندارم روبرويت گويم آنچه از او شنيدهام-] [١٤- گفت: مرا از مرگ ميترسانى؟! آنچه شنيدهاى بياور (بيان كن) گفتم: از آن حضرت شنيدم كه ميفرمود: تو كشته و بدار آويخته ميشوى چنانكه پدرت كشته و بدار آويخته گرديد-] [١٥ پس رنگ رويش برگشت و گفت: يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ (س ١٣ ى ٣٩