حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠
یک دلیل متکی به براهین فلسفی است که همان اتحاد نفس با بدن است ، که امکان ندارد بدن از نفس استقلال داشته باشد ، در هیچ فعلی . ثانیا خود تجربیات مطلب را ثابت میکند . چرا اشتغال نفس به یک کار مانع یک کار طبیعی میشود ؟ مثلا انسان وقتی به یک کار فکری که یک کار ارادی است به طور دقیق و شدید بپردازد ، چرا غذا درست هضم نمیشود ؟ میگویند : برای اینکه نفس همه توجهش به این طرف است . خوب نفس همه توجهش به این طرف باشد ، این چه ربطی با بدن دارد ؟ این مثل این است که یک آقائی اگر مثلا سوار الاغ باشد و در یک مسئله فکری دقیق شود الاغ از راه رفتن بماند ! ؟ به الاغ مربوط نیست ، الاغ کار خودش را مستقلا انجام میدهد ، و آن آقا هم مستقل است . این برای این است که توجه زیاد به یک کار ، از توجه نفس به کار دیگر میکاهد . بطور کلی در همه کارهای طبیعی این جور است که اگر نفس از کارهای اختیاری فارغ البالتر باشد بدن کارهای طبیعی خودش را بهتر انجام میدهد . این برای این است که یک نیرو است ، اگر توجهش به این طرف جلب شود ، از طرف دیگر غافل میماند . مرحوم آخوند ، در اینجا اگر چه تصریح نکرده است ، ولی ما بعید نمیدانیم که در این جمله دومی که میگوید " و لها ایضا ضربان من القوی " میخواهد در میان همین قوای طبیعی هم نوعی تفکیک قائل بشود . یعنی قوای طبیعی که در عضلات قرار گرفتهاند که حرکات آن عضلات با اراده ظاهری انجام میگیرد یک صورت دارد ، در اینجا خستگی ، رعشه و مانند آن تصور دارد . ولی آن قوای طبیعی که توجه و اراده نفس به آنها احدی التعلق است ، امکان اعیاء و رعشه و امثال اینها را ندارد . ما فکر میکنیم مقصود ایشان این باشد .