حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٧
بر حرکت جوهریه استناد میکند ، اشاره میکنیم .
شیخ گفته است غایات حرکاتی که آن حرکات منشأ انتزاع زمان هستند (
یعنی حرکات فلکیه ) تدریجی الوجود است و از نوع تصورات و از نوع
معرفتهای حاصله پی در پی است . در اینجا شیخ تصریح نمیکند که این
معرفتها به نحو علم حضوری است یا علم حصولی ؟ حتی خود مرحوم آخوند هم بر
این مطلب تصریح نمیکند ، ولی مرحوم آخوند به این مطلب تمسک جسته و
میپرسد که این تغییرات غائی که در نفوس افلاک پیدا میشود ، و این
معرفتهای پی در پیای که برای آنها پیدا میشود [١] ، این تغییر علی
الاتصال در نفوس فلکیه که خود شما قائل هستید ، آیا این تغییر عرضی است
یا جوهری ؟ این تغییرات که در نفوس فلکیه پیدا میشود از نظر ماهیت چه
ماهیتی دارند ؟ این تغییرات باید جوهری باشند زیرا این معارف علی
الاتصال که از سنخ حرکت و تدریجی الوجود است ، همان تصور مبادی عالیه
است ، این تصورات که تصور عرض نیست ، تصور جوهر است ، و خود شما
تصور جوهر را جوهر میدانید ، نه عرض . پس خود این کمالات تدریجی که
برای نفوس فلکیه پیدا میشود یک سلسله کمالات جوهری است . این استدلال و
نقضی است که مرحوم آخوند بر شیخ کرده است .
ایراد بر استدلال آخوند و دفاع از شیخ
ممکن است کسی از طرف شیخ جواب دهد که بر مبنای شیخ و حتی بر مبنای خود شما و حداقل بر حسب تعبیرات خود شما در باب وجود ذهنی ، این حرف درست نیست . خود شما و همچنین شیخ قائلید که جوهر ذهنی به حمل[١] پی در پی و علی الاتصال که در اینجا میگوئیم ، معنایش این نیست که تصوری پیدا میشود و بعد از لحظهای یکی دیگر و بعد از لحظهای یکی دیگر . بلکه همانطوری که اوضاع تدریجا و آن به آن و علی الاتصال تغییر پیدا میکند ، آن معارف هم که غایات است ، قهرا علی الاتصال تغییر پیدا میکند . نوعی تغییر علی الاتصال در نفوس فلکیه هست .