حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٨
چون در هر حرکت ما احتیاج به یک امر باقی داریم که آن متحرک است . مراتب حرکت حادث و فانی میشوند ، ولی هر حرکت نیازمند به یک امر باقی است که ما آنرا متحرک و موضوع مینامیم اگر حرکت در اعراض باشد ، ما با حرکت که یک امر متصرم است ، یک امر باقی داریم که آن جوهر باشد . ولی اگر حرکت در خود جوهر باشد ، دائما تغییر و سیلان است و ما امر باقی نداریم ، چون جوهر که دیگر موضوعی ندارد که امر باقی داشته باشیم . اگر اشکال را به این نحو تقریر کنیم دیگر نقض به کیف غلط است . چون در خود بیان گفتیم این ایراد در عرض نمیآید و اشکال مخصوص جوهر است ، و لذا گفتند اگر به این بیان بگوییم بیان اول لغو و زائد است . کأنه مرحوم آخوند این را میخواهد بگوید که بیان خوب ، همان بیان شیخ است که در فصل قبل مطرح شد . این بیان دیگر نظم برهان و سیاق آن را خراب کرده است .
جواب اشکال
خلاصه اینکه تقریر دوم بازگشتش به بحث موضوع است که در سابق گذشت و جوابش هم همان جوابهائی است که در گذشته دادیم ، و گفتیم در حرکت جوهریه هم موضوع باقی داریم ، موضوع باقی ماده مع صوره ما است ، چون ماده متحرک است ولی ماده هم همیشه مع صوره ما است . سپس مرحوم آخوند در خلال کلامش میگوید : ما نقض میکنیم به کون و فساد و میگوییم در کون و فساد امر باقی چیست ؟ میگویید ماده باقی است ، اینجا هم میگوییم ماده باقی است . آنجا اشکال میشد که ماده به تنهائی صلاحیت بقاء ندارد ، جواب میدادید مع صوره ما باقی است ، اینجا هم همین حرف را میزنیم . بین کون و فساد با حرکت در جوهر از نظر اینکه احتیاج به یک امر باقی داریم چه فرقی میکند ؟ هر چه آنجا میگویید ما در اینجا میگوییم . عجب از شیخ که این همه در باب بقاء موضوع در حرکت جوهریه اصرار دارد و خودش در کون و فساد این