حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢
مطلب تکیه دارد که حرکت نیازمند به موضوع باقی مستمر است . یعنی از اول تا به آخر حرکت باید یک موضوع باقی مستمر داشته باشیم که این مراتب حرکت همه وارد بر یک امر بشوند . بدون شک ، حرکت واحد نمیتواند موضوعات متعدد داشته باشد . اگر موضوع در حرکت متعدد و مختلف شد خود حرکت هم متعدد و مختلف خواهد شد . محال است دو متحرک داشته باشیم و یک حرکت . محال است که یک مسافت را دو متحرک طی کنند به طوری که نیمی از مسافت را این متحرک و نیمی را متحرک دیگر ، و در عین حال یک حرکت باشد . اگر متحرک دو تا شد ، وحدت حرکت هم بهم میخورد . حرکت در وحدت و تعدد تابع موضوع خودش است . فصلهائی در آخر این مرحله داریم راجع به اینکه چه چیزهائی مشخص حرکت هستند و چه چیزهائی مشخص نیستند . قدر مسلم این است که اگر موضوع حرکت واقعا متعدد باشد ، حرکت هم متعدد خواهد بود . همچنین حرکت هم ، چنانکه سابقا گذشت ، بلا موضوع نمیتواند باشد ، بلکه حتما موضوعی دارد . اکنون این مسأله پیش میآید که اگر حرکت واحد باید موضوع واحد داشته باشد ، آیا این موضوع واحد باید وجود استمراری داشته باشد ؟ یا موضوع حرکت مثل خود حرکت میتواند وجود ممتد متصل داشته باشد ؟ وجود استمراری یعنی این شیء که الان وجود دارد ، در زمان بعد و آن بعد هم عین همان باقی باشد . ولی معنای وجود متصل این است که همین طور که حرکت ، خودش یک وجود ممتد است و هر مرتبهای از حرکت در مرتبهای از مسافت قرار گرفته است ، موضوع حرکت هم چنین وجود کشش داری باشد . در اینجا بنای سخن بر دو چیز است : اولا حرکت نیازمند به موضوع است ، و ثانیا این موضوع وجود مستمر و باقی باید داشته باشد . اینجا است که حرکت جوهریه دچار اشکال میشود . در حرکات عرضیه بنابر ثبات جوهر ، موضوع