حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٨
پس علت زمان نمیتواند زمانی باشد . عین همین مطلب در علت مکان هم هست . علت مکان هم نمیتواند مکانی باشد . چون مکان در مرتبه فعل آن است . آن وقت اگر خودش مکانی باشد ، مکان مشخص آن است و در مرتبه هویتش است . پس علت مکان هم نمیتواند مکانی باشد . علت وضع هم نمیتواند وضعی باشد و همین طور . ممکن است کسی ایراد بگیرد و بگوید : در باب زمان به این جهت این حرف را میزدیم که مجبور بودیم به یک زمان واحد قائل باشیم . یعنی همه اشیاء در یک زمان واحد غوطه ورند . در باب مکان که چنین حرفی نیست و دلیلی بر این مطلب نداریم که بگوئیم همه اشیاء در مکان واحد جا دارند . اگر مکان هم یکی باشد مانند زمان ، صحیح است که علت مکان نمیتواند مکانی باشد . ولی اگر مکان به عدد اشیاء باشد و یک مکان واحد برای همه اشیاء قائل نباشیم ، چه مانعی دارد که شیئی مکانی باشد و علت مکان شیء دیگر شود ، چون آن مکانی که معلول آن است غیر از مکانی است که مشخص آن است . البته ایشان این را طرح نفرمودهاند ، ولی ممکن است به صورت یک سؤال مطرح شود ، تا ببینیم این جواب دارد یا نه . و آیا اساسا ما میتوانیم زمان و مکان را از یکدیگر جدا کنیم و بگوئیم تمام اشیاء در زمان واحد اشتراک دارند ولی در مکان واحد اشتراک ندارند ؟ یا اینکه بر عکس در عین داشتن مکانهای متعدد ، مکان واحد هم دارند ، و در عین حالی که زمان واحد دارند زمانهای متعدد هم بر ایشان اعتبار میشود . به هر حال این مسأله زمان و مکان مسأله بسیار مهمی است .