حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨
موضوع است . و صور متشخصه که مراتب صورت است ما فیه الحرکه است . پس ما در باب حرکت جوهریه هم عینا موضوعی داریم که غیر از ما فیه الحرکه است و آن موضوع هم باقی و مستمر است . سؤال : پس این حرکت جوهریه نیست . چون ماده که جوهر است ثابت است . استاد : قبلا گفتهایم که ماده از خودش فعلیت ندارد . فعلیت آن تابع فعلیت جوهر است . اینکه ماده با صوره ما باقی باشد ، سه جور ممکن است : یکی اینکه صورتش عوض نشود . ماده مع صوره شخصیه باقی باشد . دیگر اینکه صورت به نحو تبادل عوض بشود . صورتی برود و صورت دیگر بیاید . این باز هم حرکت نیست . جور سوم اینکه صور ماده دائما و متدرجا تغییر میکند ولی این همیشه با صوره مائی اعتبار میشود . یعنی به اعتبار اینکه هیچوقت بلاصورت نیست ، میگوییم ماده مع صوره ما موضوع است .
تلاش غیر لازم در اثبات موضوع در حرکت کمیه
مرحوم آخوند بعد از اینکه موضوع در حرکت جوهریه را به موضوع در کون و فساد نقض کردند وارد اشکال در حرکت کمیه شدند که عین همین اشکال در آنجا هم بوده است و شیخ به دلیل همین اشکال حرکت جوهریه را نفی کردند ، ولی حرکت کمیه را چون یک چیز محسوسی است نمیتوانستند نفی کنند ولی در توجیه آن شدیدا گیر کردند و چند احتمال به نحو " لعل ، لعل " ذکر کردند . این " لعل " ها نشان میدهد که خودش هم ایمانی به این " لعل " ندارد . در آخر هم میگویند شاید بعدها قضیه حل بشود . شیخ اشراق هم جور دیگری دچار اشکال در حرکت کمیه شده است .