حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٨
اجزاء جدیدی به جای آن میآید . مثلا اگر کسی یک خالی در جائی از بدنش باشد تا آخر عمر آن خال باقی است در صورتی که هزار بار اجزاء تشکیل دهنده آن خال عوض شدهاند ، یا اگر رنگ چشم فلان رنگ است ، هزار بار مواد چشم حتی سلول عصبش عوض شده است . معنای این وضع اینست که یک حافظ شخصیتی در کار هست . شیخ اشراق میگوید : تمام اشیائی که در عالم هستند ، حافظ شخصیتشان ، حقیقتی است در عالم دیگر . در عین حال آن حقیقت در عالم دیگر ، متحد است با این وجود طبیعی ، و به تعبیر مرحوم آخوند ، آن موجود است به وجود حق ، باقی است به بقای حق ، نه به ابقای حق . یعنی میخواهد بگوید آنچنان جنبه تجرد دارد که آنرا از شؤون حق باید شمرد ، نه از مخلوقات . این تعبیری است که مرحوم آخوند دارد و در خیلی جاها روی آن خیلی بحث میکنند . پس بنابراین همیشه در طبیعت چیزی داریم در حال سیلان و ذوبان و تحلل و حدوث تدریجی و انعدام تدریجی ، و آن چیز همیشه یک روح و یک معنی و یک حقیقت ثابتی دارد که این حقیقت نظام و شخصیت آنرا حفظ میکند .