حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢
چنین تغییری را به کون و فساد تعبیر میکنند . خود ارسطو هم یک کتابی به نام کتاب " الکون و الفساد " دارد که یک باب از ابواب کتابهایش است . مضمون این کتاب اینست که جواهر عالم به این شکل تغییر میکنند که جوهری فاسد میشود و جوهری کائن میگردد ، ولی نه اینکه جوهری به ماده و صورتش یکسره معدوم شود ، بلکه صورت و قوام فعلیتش معدوم میشود و یک صورت جدید بر ماده موجود عارض میشود ، ماده هیچ وقت بلاصورت نمیماند . ولی این ماده که صورتهای مختلف میگیرد به این شکل است که یک صورت دیگر میگیرد ، مثل خیمهای که قائم به عمودی است ، دائما عمودی میرود و عمود دیگر به جای آن میآید ولی خیمه باقی است . کون و فساد به این نحو است . مرحوم آخوند میگویند : آیا اصلا کون و فساد امکان دارد ؟ اساسا تغییر مساوی است با خروج شیء از قوه به فعلیت . ارسطو و شیخ میگویند : خروج شیء از قوه به فعل یا دفعی است و یا تدریجی . اگر به نحو تدریج بود حرکت است و اگر به طور دفعی بود کون و فساد است . مرحوم آخوند میگویند خروج از قوه به فعل جز به نحو تدریج امکان ندارد . یعنی شما یا باید قائل شوید که در جوهر هیچ تغییر و خروج از قوه به فعل نیست ، و جواهر عالم از ازل تا به ابد به یک حالت هستند . و الا اگر قبول میکنید که در جوهر تغییرها پیدا میشود ( و محسوس هم هست ) ، ممکن نیست این تغییر مگر با خروج شیء از قوه به فعلیت ، و خروج از قوه به فعل ممکن نیست مگر به نحو تدریج . پس تغییر در جوهر ممکن نیست مگر اینکه به نحو تدریج باشد . اگر این برهان را اقامه بکنیم ، هیچ مربوط به رابطه میان جوهر و عرض نیست . یعنی اگر عرض در دنیا وجود نداشته باشد ، چون بالاخره جوهر وجود دارد ، باز با این برهان حرکت آنرا میتوان اثبات نمود . این برهان را بعدا بیشتر توضیح میدهیم . یک برهان دیگری هست که ظاهرا در الهیات " اسفار " آمده است ، در این