حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٢
است که متقن است و در عین سیلان و تغییر دائم ، استوار است .
آیات دیگری هم هست که اگر آن آیات را نخواهیم حمل بر مجاز بکنیم و
بخواهیم مؤدای حقیقی آنرا بگیریم ، از باب اینکه تا وقتی حقیقت ممکن
است حمل بر مجاز وجهی ندارد ، دلالت بر حرکت جوهریه دارد مثل آیاتی که
میفرماید : " « ألا الی الله تصیر الامور " [١] " و أن الی ربک
المنتهی »" [٢] .
معمولا از باب اینکه نمیتوانند تصور کنند که این تعبیرات حقیقت باشد
، یک معانی مجازی برای آن پیدا میکنند ، مثلا " الی ربک المنتهی " را
به سوی عدالت پروردگار یا حساب پروردگار در قیامت ، تعبیر میکنند ، نه
به سوی خودش . ولی وقتی حقیقت در این آیات قابل تصور باشد که اشیاء
بدون هیچ شائبه مجازی به سوی مبدأ خودشان در حرکت هستند ، حمل بر مجاز
بیمورد است .
از کلام قرآن که فارغ میشود ، میگوید : در کلمات فلاسفه از قبیل ارسطو و
زنون اکبر و نیز در کلام عرفا مانند محیی الدین هم آمده است و آنها به
حرکت جوهری اشاره کردهاند و جملههائی از ایشان نقل میکند و مخصوصا
جملههایی که به ارسطو نسبت میدهد از دو جهت ضعیف است ، هم از نظر سند
مخدوش است ، چون این حرف در کتاب اثولوجیا یعنی معرفه الربوبیه آمده
است و به اعتراف خود مرحوم آخوند انتساب این کتاب به ارسطو مشکوک
است ، بلکه متأخرین بطور مسلم آنرا متعلق به ارسطو نمیدانند و میگویند
مال افلوطین است .
و از نظر مضمون هم تنها یک کلمه سیلان در آنجا آمده و ایشان آن را بر
حرکت جوهریه حمل کرده است و حال آنکه معلوم است که مرادشان حرکت
جوهریه نیست . در کتاب اثولوجیا گفته است : عالم حکم یک موجود زنده
را دارد که یک نفس مدبر بر آن حکومت میکند ، مثل نفس انسان که بر بدن
انسان حکومت میکند و اگر این نفس و حیات وجود نداشته باشد طبیعت بدن
اقتضای
[١] سوره شوری ، آیه . ٥٢ [٢] سوره نجم ، آیه . ٤٢