حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦
دیگرش بنحو متعین ؟ آیا ابهام جزء در ابهام کل مؤثر نیست ؟ جوابش این است که راز مطلب چیز دیگر است . راز مطلب این است که این دو جزء در عرض یکدیگر نیستند ، در طول یکدیگرند . یعنی فرق این کل با همه کل های دیگری که ما در عالم داریم در این است که کلهای دیگر ، چه کلهای حقیقی و چه کلهای اعتباری ، اجزائشان در عرض یکدیگر قرار دارند . مثلا در کل اعتباری مثل نماز ، مجموع اجزاء وجودشان در عرض یکدیگر است مثل تکبیر ، قرائت ، رکوع ، سجود . این مجموع را ما یک کل مینامیم بنام نماز . در اینجا دخالت اجزاء در کل مانند یکدیگر است . تکبیر همان اندازه میتواند در وجود کل دخالت داشته باشد که تسلیم دارد و بالعکس . یا در مرکبات حقیقی مثل مرکبات طبیعی و شیمیائی ، آنجا که اجزاء طبیعت با هم ترکیب میشوند و از ترکیب آنها یک کل به وجود میآید . وقتی که عناصر با یکدیگر ترکیب میشوند ، ممکن است نسبت عناصر در مرکب یکسان نباشد و یکی بیشتر و دیگری کمتر باشد ولی از نظر دخالت در وجود و عدم کل متساوی هستند . چون اینها اجزاء عرضیه هستند ، یعنی هر جزء در وجودش مستقل از جزء دیگر است . ولی در مواردی اجزاء در طول یکدیگرند ، یعنی رابطه دو جزء با یکدیگر رابطه ناقص با کامل است که ناقص در عین اینکه وجودی جدا از وجود کامل دارد به یک اعتبار ، همان ناقص بنحو دیگر در کامل موجود است . چون که صد آمد نودهم پیش ما است . یعنی آن چیزی که کامل است به این نحو نیست که یک چیز دیگر در کنار آن آمده است . ترکیب ماده و صورت چنین است . مسأله ماده و صورت از این قبیل نیست که مثلا ماده یک چیزی است و صورت هم یک وجود مباین و مغایری است که بعد ملحق به ماده میشود ، آن طوری که در طبیعت دو عنصر مباین با هم ترکیب میشوند ، بلکه صورت همان ماده است در مرحله عالیتر ، نسبتشان نسبت قوه به فعلیت است ، و لذا وقتی صورتی ملحق به ماده میشود میگوییم ماده در این صورت بالفعل شده است . یعنی رابطه قوه و فعلیت