حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨
حرکات اختیاری از قبیل حرکات وضعی و أینی . حرکات کمی مثل رشد بدن .
تغییر رنگ و حرارت و نظائر آن تغییر کیفی است . حتی بعضی از حرکات را
میشود حرکت طبعی دانست ، مثل حرکت قلب ، حرکت کبد ، امعاء ، رودهها
و نظایر آن ، اینها اعمال و حرکات اختیاری نیستند ، یعنی انسان اینها را
با اراده و اختیار انجام نمیدهد . عمل ارادی مثل حرکتهای أینی یا وضعی
است که انسان از جایی به جایی میرود یا وضع خود را تغییر میدهد . ایشان
میگویند : خستگی در اعمال طبیعی نوع دوم است ، درست هم هست . هیچگاه
بدن در اعمال طبیعی نوع اول خسته نمیشود ، مثلا قلب در حرکت خودش خسته
نمیشود و نیازی به استراحت ندارد که مدتی متوقف بشود و دوباره کار کند
. این با آنچه که اطبا امروز میگویند منافاتی ندارد . منظور اطبا به معنی
تحمیل کار زیادتر از میزان قدرت است . اینکه اینها اسمش را خستگی
میگذارند غیر از خستگی مورد نظر آنها است . در نوع دوم که کارهای
اختیاری است اعیاء و خستگی معنی دارد .
حاجی در اینجا یک اعتراضی کرده است به مرحوم آخوند که این چه فرق کرد
با حرف اولتان ؟ اول گفتید " و للنفس طبیعتان " ، هر دو مقهورند ،
یکی از روی طوع و دیگری از روی کره ، بعد میگوئید : " و لها ایضا ضربان
من القوی " ، مگر قوه غیر از طبیعت است و مقصود شما از طبیعت مگر غیر
از همان قوههای طبیعی است ؟ خوب ، بازگشت این [ حرف دوم ] به همان
است نه به چیز دیگر . این مناقشهای است که کسی ممکن است بگوید وارد
است ، یا حلش بکند به این نحو که کلمه " ایضا " را بردارد و جمله دوم
را عطف تفسیری جمله اول حساب کند .
رابطه حرکات طبیعی بدن و نفس
ولی ظاهرا اینطور نیست ، مرحوم آخوند یک مطلب دیگری را هم در اینجا میخواهد بیان کند و آن اینکه : در باب حرکات طبیعی این مسئله مطرح است [١] که[١] اگر مرحوم آخوند این را در اینجا مطرح نکرده ، ولی در سفر نفس مطرح کرده است .