حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٧
نیست ، که عرضی حلول کرده باشد در موضوع ، بلکه یک حقیقت گسترده ذی مراتب است . پس اینجا هم میخواهیم بگوییم طبیعت و اعراض هم بمنزله یک امر واحد گسترده است . پس تا اینجا ، مرحوم آخوند بیانی دارد که ظاهرش مناقض با همه حرفهای گذشته است و آن نفی فاعلیت طبیعت برای آثار خودش است و این جهت مورد اعتراض حاجی است که با مبنای خودشان جور در نمیآید ، و موافق با مبنای شیخ اشراق است . بعد برهانی اقامه میکند که خود برهان هم مورد اشکال حاجی قرار گرفته است به همان بیانی که گذشت . حالا باید دید که واقعا مطلب همین جور است که حاجی گفته است ، یعنی این بیان مرحوم آخوند با سایر حرفهایش جور در نمیآید ، و ناچار باید بگوییم طبق مبنای دیگران صحبت کرده ، چون نمیتوانیم بگوییم بلافاصله متناقض حرف زده ؟ و یا اینکه اشکال حاجی وارد نیست و مرحوم آخوند در اینجا مطلبی را در سطح بالاتری بیان میکند که با حرفهای دیگرش منافات ندارد . آقای طباطبائی هم در اینجا بیانی دارند که درست روشن نشد مقصودشان چیست . تفصیل مطلب انشاء الله میماند برای جلسه بعد .