حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٢
ساعت خود یعنی زمان ، و نیز میگفتیم در یک امکانی . . . مجبور بودیم کلمه امکان را به کار بریم و قس علیهذا . به هر حال نوعی تقدم و تأخر وجود دارد که مثلا میگوئیم سعدی بر ما مقدم است . در این نوع ، تقدم و تأخر با یکدیگر جمع نمیشوند . در مقابل این نوع تقدم و تأخر انواع دیگری است که با یکدیگر هستند مثل واحد که بر اثنین تقدم دارد ، در عین تقدم با هم معیت دارند . اکنون میخواهیم بدانیم ملاک این تقدم و تأخر چیست . ممکن است گفته شود که : چیزی غیر از متقدمها وجود ندارد و تقدم چیزی جز متقدم نیست و تأخر هم غیر از متأخر چیزی نیست ، قهرا معیت هم غیر از ذات معین چیزی نیست . معنای تقدم سعدی بر ما این است که سعدی ، سعدی است و ذات سعدی مساوی است با تقدم بر ما و ذات ما مساوی است با تأخر از سعدی . همانطور که قبلا نیز گفتیم لازمه این معنا این است که هیچ متقدم زمانی نتواند با متأخر خود معیت داشته باشد و یا نسبت به آن تأخر یابد در حالی که در مورد پدری که ابتداء نسبت به فرزند خود متقدم است و بعد از تولد فرزند با وی معیت دارد و در صورت فوت فرزند نسبت به آن تأخر پیدا میکند ، چنین امری اتفاق میافتد . و نیز ممکن است که گفته شود که : تقدم و تأخر از عدم و وجود انتزاع میشود ، عدم از آن جهت که عدم است ملاک تقدم ، و وجود از آن جهت که وجود است ملاک تأخر است . معنی اینکه پدر زید بر زید تقدم دارد این است که پدر زید مقارن است با عدم زید ، و عدم زید بر زید تقدم زمانی دارد و تقدم عدم بر وجود ذاتی است . پس معنای تقدم زمانی یعنی تقدم عدم بر وجود . بطلان این بیان نیز واضح است ، زیرا درست است که عدم مع وجود واقع نمیشود ولی ممکن است که متأخر بشود . زید که معدوم است و اکنون موجود شده ، عدمش مقدم بر وجودش است ولی زید که بعد از وجود معدوم شد ، در این