حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٥
میکنند ، پس اگر حرکت و سکون را مبدأ قرار دهیم ، به طریقه علمای طبیعیات بحث کردهایم . در طبیعیات گفتهاند که گاهی دو متحرک با هم شروع به حرکت میکنند و با هم حرکت را به پایان میرسانند و مسافتی که طی کردهاند مساوی است ، مثل دو اتومبیل که همزمان در یک جاده راه میافتند و هر دو مثلا با سرعت صد کیلومتر در ساعت حرکت میکنند و مسافت واحدی را طی میکنند و همزمان نیز حرکت را ختم میکنند . فرض دیگر این است که هر دو متحرک با هم شروع کنند و با هم نیز حرکت را ختم کنند ، ولی دو مسافت مختلف را طی کنند . مثلا یکی به سرعت پنجاه و دیگری به سرعت صد حرکت کند و مثلا ساعت ١١ حرکت کردهاند و ساعت ١٢ هر دو ایستادهاند ، ولی یکی صد کیلومتر و دیگری پنجاه کیلومتر طی کرده است . عکس این قضیه این است که دو اتومبیل یکی به سرعت صد و دیگری به سرعت پنجاه حرکت کند و مقصد هر دو هم یکی مثلا صد کیلومتر بعد باشد ، آن اولی که با سرعت صد حرکت کرده این مسیر را در یک ساعت و دیگری که با سرعت پنجاه حرکت کرده همین مسافت را در دو ساعت تمام میکند . در این مورد وقتی دقت کنیم میبینیم که واقعیت حرکت دو کشش دارد یعنی از دو لحاظ تقسیم بردار است . کشش یعنی کمیت و کمیت آنست که قابلیت انقسام به شیء بدهد .
کشش حرکت به تبع کشش مسافت
در همین امثله که دقت کنیم میبینیم که اتومبیلی که در یک ساعت مسافت مذکور را طی کرده و آن که در دو ساعت طی کرده است ، هر دو مسافت واحدی را طی کردهاند . این مسافت کمیتی است برای حرکت . یعنی قطع نظر از حرکت ، خود این مسافت یک کمیت است ، قابل انقسام است و آن را به صد کیلومتر و هر کیلومتر را به هزار متر تقسیم میکنیم ، خود حرکت هم به تبع مسافت قابل قسمت است و