حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٥
که ذکر کنم . آن این که : اساسا حاجی توجه نکرده است که این سخن حتی مال خود مرحوم آخوند نیست و قبل از مرحوم آخوند کسی دیگر هم که خود شیخ باشد گفته است . در جلد دوم " اسفار " ( که ظاهرا جلد پنجم چاپ جدید میشود ) مرحوم آخوند خودش از شیخ مطلبی را نقل میکند که هر چند تعبیرش با تعبیر اینجا قدری فرق دارد ولی مضمونش اینست که : طبیعت که ما میگوئیم برای آثار موجود در خودش علت است ، علت معده است نه علت ایجابی و ایجادی . در آنجا مطلب به این تعبیر آمده و ای کاش مرحوم آخوند در اینجا هم همان تعبیری را که در مباحث جواهر و اعراض به کار برده است به کار میبرد تا اسباب اشکال و ایراد محشین واقع نمیشد . بنابراین ، این جملهای که در اینجا مرحوم آخوند دارند که : " الطبیعه لا یفید شیئا من الاثار " آنچنان که حاجی فرمودهاند انکار صور نوعیه و انکار طبیعت نیست ، بلکه مقصودش از لایفید ، لایوجد است . یعنی علت موجده نیست ، علت معده است . جلسه پیش گفته شد که این سه برهانی که در اینجا داریم ، اگر چه هر کدام از یک راه مختلف است ، ولی هر سه راه به ملاک رابطه جوهر و عرض منتهی میشود . در برهان " عله المتغیر متغیر " از باب اینکه طبیعت علت است برای عرض و علت متغیر باید متغیر باشد ، وارد شدند . در برهان دوم باز از راه رابطه است ، اما رابطه به این نحو که عرض از توابع جوهر است و استقلالی در مقابل جوهر ندارد ، و این رابطه بیشتر نظر به رابطه حالیت و محلیت دارد . در برهان سوم ، باز نظر به رابطه جوهر و عرض است ولی رابطه تشخص ، یعنی اینکه عرض مشخص جوهر است . قرار شد ببینیم برهانهای دیگر هم بر اثبات حرکت جوهریه هست یا نه ؟ در اینجا ، ما به بعضی از براهین دیگر و شاید عمده براهین دیگری که میشود اقامه کرد ، برخورد کردهایم و آنها را در هر کجای " اسفار " که در گذشته برخورد کردم ، یادداشت کردم . مجموعا سه برهان دیگر که شاید قویتر از براهین دیگر است