حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠
موضوع باقی مستمر داریم یعنی اگر بگویید مسأله صوره ما در مقابل صور
شخصیه اعتبار ذهن است ١ ، درست نیست . مثل این است که در این اطاق
بطور دائم مثلا در طول سال در هر دقیقه یک فرد بیاید و در همان موقع یک
فرد بیرون برود ، آیا میتوانیم بگوییم انسان ما باقی است ؟ البته
میگوییم انسان ما باقی است ، یعنی آنرا مانند یک امر باقی فرض میکنیم
ولی بنظر دقیق انسان ما یک امر اعتباری و ذهنی است ، بلکه حقیقت این
است که در هر دقیقه انسانی بوده است . یعنی آنچه که در واقع موجود است
، وجود انسان است به نحو کثرت ، وجود انسان به نحو وحدت که باقی باشد
صرف اعتبار ذهن است . ٢ در مدت یک سال انسان در اطاق وجود نداشته
است ، بلکه انسانها وجود داشتهاند . و هیچ کدامشان هم در یک سال وجود
نداشتهاند ، بلکه هر کدام در ظرف یک دقیقه وجود داشتهاند . پس این
صوره ما که ما هم در اینجا میگوییم ، مخصوصا در کون و فساد جز یک امر
انتزاعی چیز دیگری نیست .
ببینید : حرفهای مرحوم آخوند پایین و بالا دارد و این هم به دلیل غفلت
از حرفهای خودش نیست ، بلکه به این دلیل است که گاهی روی مسلک قوم
حرف میزده است . خود مرحوم آخوند در بعضی از کلماتش گفته که کون و
فساد محال است ، به همین دلیل که ماده نمیتواند ضمن صوره ما باشد . اگر
ماده بخواهد باقی باشد ، فقط در ضمن صورت واحد متدرج میتواند باقی باشد
، یا در ضمن یک صورت ساکن ثابت .
آقای طباطبائی نیز در باب قوه و فعل و در باب حرکت جوهریه از همه
[١] که این را هم مرحوم حاجی خواسته توجیه بکند ولی نتوانسته است . [٢] این حرفی است که خود مرحوم آخوند در جاهای دیگر مکرر گفته است و گفته است این حرف غلط است که طبیعت یوجد بوجود فرد ما و ینعدم بانعدام جمیع الافراد ، بلکه الطبیعه یوجد بوجود فرد و ینعدم بانعدام ذلک الفرد . چون طبیعت یعنی کلی طبیعی نه واحد است و نه کثیر ، واحد است به وحدت افراد و کثیر است به کثرت افراد .