حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٦
حادث نبوده است در قبل و حادث شده است در بعد . یا مثلا همین که میگوئیم دیروز بر امروز تقدم دارد و امروز از دیروز تأخر دارد . اینجا این قبلیت و بعدیت یعنی دیروز با وصف دیروز بودن و امروز با وصف امروز بودن امکان اجتماع ندارند و نمیتوانند مقارن یکدیگر باشند . برخلاف قرب و بعدهای مکانی که مثلا یک شیء نسبت به یک مکانی قریب است و دیگری نسبت به آن مکان بعید . در این موارد میشود که این قرب و بعد از بین برود و هر دو یک نسبت داشته باشند و یا اینکه قریب بعید بشود و بعید قریب بشود . مثلا یکبار یک گوشه اطاق را در نظر بگیریم و بگوییم زید قریب به آن و عمرو بعید از آن است . و بار دیگر یک گوشه دیگر را لحاظ کنیم و بگوئیم عمر و قریب و زید بعید است . یا در صف نماز میگوئیم زید در صف اول و عمرو در صف دوم است و زید مقدم است بر عمرو ، در اینجا قبلیت و بعدیت ، تقدم و تأخر همه اینها انتزاع میشود ولی آن ذاتی را که ما آن ذات را قبل میگیریم و ذاتی را که بعد میگیریم قبلیت و بعدیت اینها قبلیت و بعدیت ذاتی نیست ، یعنی این طور نیست که زید که قبل است محال است که بعد باشد و عمرو که بعد است محال است که قبل باشد ، بلکه این به علت خاصی است که بعدا در بحث تقدم و تأخر ، بعد از مباحث حرکت میآید . به این علت است که ما یک مبدأ مفروضی را اعتبار کردهایم و با آن مبدأ مفروض که مثلا گوشه اطاق یا امام جماعت میباشد ، با مقایسه به این مبدأ زید را قبل و عمرو را بعد مینامیم . اگر اینها مکانشان را عوض کنند این تقدم و تأخر نیز از بین میرود . و اگر یک مبدأ دیگر را مبدأ قرار دهیم باز این تقدم و تأخر از بین میرود . علت این امر این است که قبلیت و بعدیت از ذات زید و عمرو انتزاع نشده است ، قبلیت از زید با مقایسه با یک مبدأ معین ، آن هم از زید در این مکان معین یعنی با داشتن این عرض معین و عمرو در آن مکان معین با مقایسه با آن مبدأ ، انتزاع شده است . ولی یک تقدم و تأخرهائی وجود دارد که تقدم و تأخر لذاته