حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢
بما هو جسم بالمعنی الذی هو به ماده ، و هو فی ذاته نوع برأسه ، و له قوه
کالهیولی الاولی اذ هی قوه الاتصال و مقابله ، و تمامیته هو کونه بالفعل ،
و تبدله یوجب تبدل الجسم بما هو جسم فقط . و کذلک النامی فصل للجسم
النامی و به تمامیه ذاته ، و لیس تمامیته بمجرد الجسمیه بل هی مبدأ قوته
و حامل امکانه ، فلا جرم تبدل افراد الجسمیه لا یوجب تبدل ذات الجوهر
النامی [١] ، لانها معتبره فیه علی وجه العموم و الاطلاق لا علی وجه
الخصوصیه و التقیید . و هکذا حکم الحیوان و تقومه من النامی و الحساس ،
و کذا کل ما یتقوم وجوده من شیء کالماده و من شیء کالصوره مثل الانسان
بحسب نفسه و بدنه [٢] .
فالنامی اذا تبدلت مقادیره فعند ذلک یتبدل [٣] جسمیته بشخصها و لا
یتبدل ذاته و جوهره النامی بشخصه ، فهو بما هو جسم طبیعی مطلق قد انعدم
شخصه عند النمو و الذبول ، و بما هو جسم طبیعی نامی لم ینعدم شخصه لا هو و
لا جزؤه ، لان ما هو جزؤه لیس الا مطلق الجسمیه فی أی فرد تحققت علی
الاتصال الوجودی . و علی هذا القیاس حکم بقاء الحیوان ببقاء الجوهر
الحساس فیه و هو نفسه الحساسه ، ففی سن الشیخوخه یزول کثیر من القوی
النباتیه و الشخص بعینه باق .
فاذا احکمت هذه القاعده و تقررت لدیک فقد علمت بوجود الحرکه فی
الکم ، و أن الموضوع فی النمو و الذبول هو الجسم بما هو جسم نوعی ، و أما
فی التخلخل
[١] یعنی تبدل افراد جسمیه موجب تبدل جسم بما هو جسم میشود ، به اعتبار اینکه نوع مستقل است ، اما موجب تبدل جسم بما هو جسم نامی که جنس نامی است نمیشود . [٢] با رفتن خصوص یک بدن شخصیت محفوظ است . ولی اگر نفس زایل شود حقیقت از بین میرود . پس شیئیت شیء به خصوص صورت است ، ولی به خصوص ماده نیست . [٣] چرا ؟ چون مقدار اگر چه عرض جسم است ولی چون عرض تحلیلی است یعنی وجودش در خارج با وجود جسم یکی است عوض شدن مقدار مساوی است با اینکه خود جسم عوض شود . و همین مطلب است که برای بو علی اشکال ایجاد کرده است و در آن در مانده است . حرکت در کم چه جور صورت میگیرد ؟ زیرا فرق کم با خود جسم فرق تحلیلی و ذهنی است و اگر کم تغییر بکند خود جسم هم تغییر خواهد کرد .