حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦
حرکت جوهریه ، و در بعضی موارد نیازمند به موضوع هستیم اما نه موضوع
باقی و مستمر ، بلکه موضوع باقی متدرج الوجود ، که آن در حرکات غیر
جوهری است .
این بیان ، بیان درست و تمامی است ، و این حرف از حرفهای گذشته
مرحوم آخوند استفاده میشود و آقای طباطبائی هم اتکائشان به بیان مرحوم
آخوند است . ولی چرا مرحوم آخوند این تلاشهای زیاد را میکند ؟ از اول
بنای کلام مرحوم آخوند بر این است که ما حرف شما را قبول داریم که هر
حرکتی ، حتی حرکت در جوهر ، نیازمند به موضوعی است که غیر از ما فیه
الحرکه باشد ، باقی و مستمر هم باشد . و در باب حرکت چنین موضوعی داریم
، حال آن موضوع چیست ؟ ایشان بر سبیل جدل [١] به شیخ میگوید در برهان
فصل و وصل چه میگویید ؟ در باب کون و فساد چه میگویید ؟ شما در آنجا
قائل به نوعی موضوع باقی مستمر هستید . عین همان را ما در حرکت جوهریه
میگوییم . چرا اینجا نشود گفت ؟
ببینید : امثال شیخ قائل به حرکت در جوهر نیستند ، بلکه قائل به کون و
فساد هستند . یعنی میگویند به اینکه هر تغییر جوهری که در طبیعت پیدا
میشود ، به معنی این است که یک صورت جوهری زایل و باطل و فاسد میشود و
از نو یک صورت جوهریه جدیدی کائن میشود . مثلا اگر موجودی مراحل جمادی و
نباتی و حیوانی و انسانی را طی بکند ، به این شکل است که وقتی میخواهد
از مرحله جمادی به مرحله نباتی برسد صورت جمادی فاسد میشود تا صورت
نباتی پیدا شود . در صور نباتی هم همین جور است که یکی فاسد میشود و
دیگری کائن میگردد . در آنجا میگویند اگر صورتی فاسد شد ، آیا تمام شیء
فاسد و معدوم میشود ؟ اگر صورتی منعدم شد ، تمام شیء منعدم میشود ؟ اگر
آبی تبدیل به هوا شد یا هوایی تبدیل به آب شد ، آیا آب به کلی منعدم
میشود و از نو هوا به وجود
[١] به این معنا جدل است که بر مبنای شیخ و امثال او جواب میدهد . ولی چون خودش هم تقریبا در محل خودش این را قبول کرده ، نمیتوان اسم آن را جدل گذاشت .