حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥
جوهریه است . بهر حال زمان مقدار حرکت است و حرکت چه جوهری و چه عرضی یک امر طبیعی است . پس زمان که مقدار حرکت هست از مختصات طبیعت است . از طرفی حکما قائل به عالمی هستند که آن را عالم دهر یا عالم ملکوت میگویند ، عجالتا ما اسم آن را عالم ماوراء الطبیعه میگذاریم ( و کاری به تفصیلات آن نداریم که به دهر أیمن و دهر أیسر ، و ملکوت اعلی و ملکوت اسفل قائل هستند ، اینها بماند برای محل خودش ) . نسبت موجودات ملکوتی با عالم ملک ، نسبت دو موجود متباین نیست ، بلکه طبیعت تنزل عالم ملکوت است و ظل آن است ، مثل سایه شخص در این دنیا که انعکاسی از شخص است و چیز جدا گانهای نیست ، اینها هم تقریبا برای عالم طبیعت و عالم ملکوت چنین چیزی قائل هستند ، چرخ با این اختران نغز و خوش زیباستی صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی و معتقدند که یک ذات نوع مادیاش در طبیعت وجود دارد و نوع عقلانیش در آن عالم وجود دارد . و اما بر گردان زمان در آن عالم چیست ؟ آنچه که مطابق زمان است در آن عالم چیست ؟ وجود ملکوتی زمان چیست ؟ همین جور که انسان ملکی و انسان ملکوتی داریم و انسان ملکوتی وجودی دارد متناسب با آن عالم ، حتی بقول شیخ اشراق در اعراض هم چنین است ، یعنی همین طور که حرارت ملکی داریم حرارت ملکوتی هم داریم ، و حتی صور هندسی و ریاضی هم به عقیده او همین طور است . آیا زمان هم یک وجودی متناسب با آن عالم دارد یا ندارد ؟ به آن وجودی که در آن عالم متناسب با زمان است اصطلاحا دهر میگویند . این است که مرحوم آخوند در اینجا میگوید : حرکت عرضی بمنزله بدن است که روحش حرکت جوهری است ، کما اینکه زمان هم بمنزله بدنی است که روحش دهر است . این توضیح اجمالی این مطلب بود که عرض شد .