حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥
یعنی اینکه ماده در مراتب صورت متغیر و متحرک است . ممکن است این
بحث پیش بیاید که ماده فلسفی و هیولای اولی ، که شخصیتی ندارد و وجود
مستقلی ندارد تا باقی بودنش وحدت موضوع در حرکت را حفظ کند [١] .
چنین چیزی چگونه میتواند موضوع باقی حرکت باشد ؟ اگر صورت متغیر باشد و
ماده باقی ، معنایش استقلال ماده است .
جواب دادند که : نه ، ما نمیگوییم ماده جدای از صورت وجود دارد ،
همیشه ماده با یک صورتی هست . در کون فسادها که امثال شیخ قائل هستند ،
ماده با صوره ما است ، یعنی صورتها متبادل میشوند و صورتی میرود و صورتی
میآید ، و همیشه ماده در پناه صورت هست . پس آن چیزی که باقی است
ماده مع صوره ما است . و اما در باب حرکت ، صورتها متبادل نیستند بلکه
علی نعت الاتصال متبدل هستند ، یعنی از قبیل تبدل مراتب یک شیء واحد ،
که در آن هم به طریق اولی ، ماده همیشه همراه مرتبهای از مراتب صورت
است . پس هیولی با صوره ما باقی است .
اینجا یک سؤال دیگر به وجود میآید و آن اینکه : وقتی هیولی مع صوره ما
موجود باشد ، صوره ما برای ماده یعنی تشخص ما ، یعنی ماده اولی با هر
صورتی یک تشخص دارد و با هر مرتبهای از مراتب صورت هم قهرا یک تشخص
دارد . یعنی صورت که تغییر میکند قهرا باید بگویید که ماده هم تغییر
میکند ، در این صورت چه چیز باقی است ؟
[١] به طوریکه قبلا گفته شد بقاء و فنا و تشخص و همه خصوصیات ماده اولی به تبع صورت است و از خودش حکمی ندارد ، و حتی گاهی خود مرحوم آخوند در تعلیقات " شفا " و در بعضی جاهای " اسفار " تعبیر میکنند که وحدت هیولای اولی وحدت مبهمه است ، و وحدت مبهمه آن مثل وحدت جنسی است که در مقابل وحدت شخصی قرار دارد ، و وحدت جنسی با کثرت شخصی منافات ندارد . خود این مطلب هم در میان قدما مطرح بوده است که آیا وحدت هیولی وحدت شخصی است یا وحدت نوعی و وحدت جنسی ، از بعضی از حرفهای مرحوم آخوند بر میآید که میخواهد بگوید وحدت هیولی وحدت جنسی است ، و حاجی هم میخواهد یک نوع توجیهی بکند که از بعضی جهات وحدتش شخصی است و از بعضی جهات جنسی .