حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٤
دارد ، بلکه واقعا یک واحد است . یعنی همه عالم طبیعت در عین کثرتهائی که دارد ، از یک وحدت واقعی برخوردار است و همه عالم به تمام اجزای خودش در حکم یک واحد حرکت است ، و زمان هم از همانجا پیدا میشود . آن زمان مشترک از آنجا است و [ همچنین ] تقدم و تأخرها یک امر واقعی است . سعدی هفتصد سال قبل واقعا بر ما نوعی تقدم دارد ، نه اینکه او تقدم ندارد و فقط او حرکت و جریانی است و ما هم یک حرکت و جریانی هستیم و چون او را با چیزی مقایسه کردهایم که آن چیز تقدم دارد بر جریانی که امروز واقع میشود میگوییم که بر ما تقدم دارد . یعنی تقدم و تأخرها بین آن مقیاسها است نه بین مقیسها . بنابراین نظر سعدی که در هفتصد سال قبل بوده است با زیدی که معاصر ما است هیچ فرقی نمیکند ، رابطهاش با ما از نظر زمانی هیچ فرقی نمیکند ، این را فقط با او مقایسه کردهایم و آن را با این . نه ، اینطور نیست ، ما واقعا ( به تعبیر عرف ، چون تعبیر ظرف میکند ) در ظرفی قرار گرفتهایم نه ظرفی که بیرون باشد از وجود ما ، و او در ظرف دیگر و این ظرفها یک رابطه بسیار بسیار عمیقی با هویت ما دارد ، حتی اگر بگوئیم جزئی از هویت ما ، باز هم مسامحه است ، باید بگوئیم عین هویت ما است . این مطلب گفته شد تا مطلبی که مرحوم آخوند در اینجا بیان فرموده روشن شود ، تفصیل این مطلب باشد تا در سه چهار فصل دیگر توضیح دهیم . این مطلب را که : " عالم طبیعت حکم یک واحد را دارد و در واقع یک واحد حرکت است " تنها کسی که در آثارش بدان تصریح کرده و بیان فرموده آقای طباطبائی هستند . و ایشان هم از کلمات مرحوم آخوند استنباط نمودهاند و حاشیهای در سه چهار ورق آینده دارند که آنجا ان شاء الله مفصل بحث میکنیم . ولی به هر حال این مطلبی است که بیش از این نیاز به بحث و تحقیق دارد و تفصیل و توضیح کامل بحث مستلزم این است که برگردیم به بعضی از مباحثی که ایشان در باب ماهیت درباره مشخصات کردهاند .