حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٣
واقع شده جزء دیگری از همان چیز را دارد که آن جزء هم مشخص وجود این حرکت است ، به تعبیر امروزیها : جزء فرمول وجود این حرکت است . معنی تقدم آن حرکت بر این حرکت این است که آن حرکت چیزی است که در مرتبه ذات خودش و در مرتبه وجود خودش و در مرتبه هویت خودش تقدم دارد بر آن چیزی که در مرتبه هویت این چیز قرار گرفته است . اگر ما آنطور بخواهیم بگوئیم و زمان را از مشخصات ندانیم و به یک زمان عمومی مشترک قائل نباشیم ، همه این تقدمها و تأخرها یک سلسله امور اعتباری خواهند بود . مثلا در تقدم دیروز بر امروز ، آیا مقصود از تقدم دیروز بر امروز صرفا این است که حرکت دیروز فلک بر حرکت امروز آن تقدم دارد ؟ یا واقعا قطع نظر از حرکت فلک ، یک تقدمی و یک زمانی در متن وجود ما هست که ما واقعا در دیروز با دیروز بودهایم و امروز واقعا با امروز هستیم و دیگر با دیروز نیستیم . بنابراین مسأله " زمان مشترک " یک مسأله بسیار مهمی است که در این باب مطالبی هست که در سه چهار فصل آینده خواهد آمد ولی اینجا اجمالا گفته شد .
وحدت شخصی عالم طبیعت
از این مطلب به مطلب دیگر میرسیم که مرحوم آخوند در لابلای کلماتش گاهی اوقات به آن اشاره داشته است یا بهتر است بگوئیم گه گاهی در ذهنش برق زده است ، ولی آنطور که باید تصریح نکرده است . و آن مطلب مسأله وحدت شخصی عالم طبیعت و قهرا به یک اعتبار مسأله وحدت شخصی زمان است . ما اشیاء را متفرق از یکدیگر تصور میکنیم و میگوئیم مثلا حادثه هفتاد سال قبل و حادثه امروز . ظاهر امر این است که حادثه امروز امری است جدا برای خود و آن هم حادثهای است جدا برای خود و فقط وقتی که اینها را مقایسه کردیم با حرکت فلک آن وقت رابطه تقدم و تأخر پیدا شده ، ولی واقعیت این طور نیست ، بلکه تمام اجزاء عالم طبیعت حکم یک واحد را دارد . و نه فقط حکم یک واحد را