حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٢
تقدم و تأخری نیست ، بلکه از باب این است که آندو را ما با حرکت فلک مقایسه کردهایم ، آن را منطبق کردهایم با حرکت هفتصد سال قبل فلک و این را تطبیق کردهایم بر حرکت امروز فلک ، به اعتبار اینکه آن دو مقیاسها یکی بر دیگری تقدم دارد ، میگوئیم : این حرکت هم بر این حرکت تقدم دارد . از اینجا معلوم میشود واقعا بین حرکت هفتصد سال قبل با حرکت امروز تقدم و تأخر معنی ندارد . مثل این است که فرض کنید یک مقیاس داریم مثلا یک متر که یکصد سانتی متر است . بعد یک شیء ده سانتی متری را با ده سانتی متر اول تطبیق میکنیم و یک شیء دیگر را با ده سانتی متر آخرش ، بعد میگوئیم اینها بین خودشان نسبتی نیست بلکه به اعتبار اینکه آن مقیاس که مقیاس هر دو واقع شده با یکدیگر فرق دارند اینها با یکدیگر فرق دارند ، والا خود اینها که با یکدیگر فرق ندارند . این توجیهی است در تقدم و تأخر حرکات .
چه وقت میتوان زمان را از مشخصات دانست ؟
آیا این توجیه و توضیح از تقدم و تأخر صحیح است ؟ اگر این طور باشد اینکه " زمان از مشخصات است " معنی ندارد . زیرا ، در این صورت زمان یک امر بسیار بسیار عرضی و یک امر مقایسهای میشود و چنین چیزی نمیتواند داخل در هویت اشیاء باشد . حقیقت این است که آن حرکت در هفتصد سال قبل ، خودش واقعا تقدم دارد بر حرکت امروز . یعنی همین طور که در حرکات فلک ، حرکت هفتصد سال قبل فلک بر حرکت امروز فلک تقدم دارد و آن تقدم واقعی است یعنی مراتب شیء واحدی است ، شیء واحد ذی مراتب است ، عینا و واقعا بین حرکت هفتصد سال قبل و حرکت امروز یک رابطه تقدم و تأخر واقعی وجود دارد . آن حرکت واقعا مقدم است بر این حرکت . وقتی میگوئیم آن حرکت در زمان است ، یعنی خودش جزئی از چیزی را دارد که آن چیز مشخص وجود آن حرکت است . این حرکت که امروز