حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٦
تهران و از اول تهران تا منزل آن شخص ، تماما طلب است و در آن غایت
نیست و ما در آنجا به غایت میرسیم که منتهای حرکت است .
ولی آیا مطلب همین طور است یا غایت حرکت تدریجی الوجود است ؟
معنای اینکه غایت تدریجی الوجود است این است که هر مرتبهای غایت است
برای مرتبه قبلی یا مقارن هر مرتبهای از حرکت غایت مرتبه قبلی وجود
دارد . باز به آن مرتبه دوم از حرکت که برسیم او غایت دیگری در مرتبه
دیگر دارد و آن مرتبه دیگر در مرتبه دیگری غایت دارد . یعنی همین طور که
خود حرکت آنا فانا وجود پیدا میکند غایت حرکت هم آنا فانا وجود پیدا
میکند . در مقام مثال مثل اینکه انسان از خواندن یک صفحه از کتابی تهییج
میشود که صفحه بعد را بخواند و بعد از خواندن صفحه دوم انگیزه پیدا میکند
صفحه بعد را و همین طور بدون اینکه از اول قصد کرده باشد این کتاب را تا
آخر میخواند . این یک نوعی است که غایت تدریجی الوجود باشد ، یعنی هر
مرتبه از حرکت غایت مرتبه بعد باشد [١] .
فرق حرکت طبیعی و حرکت نفس
بحث دیگری که در اینجا مطرح است این است که حکما معتقدند که حرکت طبیعی محال است که غیر مستقیم باشد . یعنی حرکتی که مبدأش فقط طبیعت غیر شاعر باشد ، آن حرکت باید مستقیم باشد و حرکت مستقیم که ابسط حرکات است ناشی از طبیعت است که یک نواخت عمل میکند ، و این مطلب ثابت است که طبیعت یک نواخت عمل میکند و نفس است که میتواند غیر یکنواخت عمل کند ، نفس به معنای اعم که شامل هر موجود جانداری میشود ، یعنی شامل نباتات هم میشود . ولی طبیعت غیر جاندار یکنواخت عمل میکند و حرکتش هم جز حرکت مستقیم طور دیگر نمیباشد .[١] حق این بود که مرحوم آخوند این بحث را آنجا که بحث غایت را کرده است میکرد و آنجا متعرض این بحث میشد و جلو انداختن این بحث کار را مقداری مشکل کرده است .