حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٢
به تقدم بالفضیله ، پس آیا سلمان از آن جهت که سلمان است مقدم است بر اباذر ؟ نه ، سلمان دارای یک سلسله فضائل است که اباذر هم دارای همان فضائل است . سلمان در آنچه که با اباذر مشترک است ، که فضیلت است ، تقدم دارد بر اباذر . اکنون به خود فضیلت توجه میکنیم ، خود فضیلت سلمان بر فضلیت اباذر چطور است ؟ لابد آن فضلیت بر این فضلیت نوعی تقدم دارد . خود فضلیتها بر یکدیگر تقدم بالذات دارند و سلمان بر اباذر تقدم به تبع فضیلت دارد ، چون متلبس به فضیلتی است که فضیلتش بر فضیلت دیگری تقدم دارد ، خودش هم تقدم دارد . در این قبلیت و بعدیتها که با یکدیگر مجامع نمیشوند ، باید برسیم به یک حقیقتی که قبلیت و بعدیت غیر مجامع یعنی قبلیت و بعدیتی که امکان اجتماع با یکدیگر ندارند در آن ذاتی باشد ، به عبارت دیگر به یک قبلیت و بعدیتی برسیم که حقیقتش عین تصرم و عین حدوث دائم و انقضاء باشد . این همان است که اسمش را " زمان " میگذاریم . پس حقیقتی داریم که این حقیقت ملاک این تقدم و تأخر است . حرکت از آن جهت که حرکت است یعنی قطع نظر از خصوصیت امتدادیش ملاک تقدم نیست . یعنی یک شیء از آن جهت که متحرک است معنی ندارد که تقدم زمانی بر دیگری داشته باشد . اگر ماوراء حرکت چیزی را اعتبار نکنیم ، این تقدم و تأخر معنی ندارد . باید ماوراء حرکت امری را اعتبار کنیم ، اگر چه آن امر به منزله تعینی برای خود حرکت باشد ، که این تعین همان " زمان " است . همانطور که مکرر در باب جسم طبیعی و جسم تعلیمی گفتهایم ، هر جسم طبیعی دارای جسم تعلیمی است ، جسم طبیعی جدا از جسم تعلیمی نیست . ولی جسم طبیعی را مادام که جسم طبیعی است اعتبار کنیم و مادام که آن تعین را اعتبار نکنیم ، جسم طبیعی مقدار ندارد ، اگر چه جسم طبیعی هیچ گاه بیمقدار نیست ، ولی اگر ذاتش را اعتبار کنیم مقدار ندارد ، باید تعینش را هم اعتبار کنیم تا مقدار داشته باشد . حرکت نیز همین طور است ، اگر ذات حرکت را اعتبار کنیم ، آن کمیت قابل انقسامی که