حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩
مرحوم آخوند گفت : در حرکت کمی هم هیچ اشکالی ندارد . در آنجا هم مقدار از لوازم جسم است . در حرکت در مقدار موضوع چیست ؟ جسم بلامقدار موضوع است ؟ یا جسم مع المقدار ؟ جسم بلا مقدار که نداریم اگر جسم مع المقدار موضوع باشد ، موضوع که باید ثابت باشد ، پس جسم با مقدارش باید ثابت باشد تا حرکت در مقدارش واقع شود ، پس مقدار ثابت است و حرکت کمیه واقع نمیشود . جواب این است که در آنجا جسم در مراتب مقدار متحرک است ، ولی آن چیزی که باقی است جسم مع مقدار ما است . و همین مطلب در باب فصل و وصل و امثال آن هم از همین قبیل است . تا اینجا یک جوابی است که مرحوم آخوند به اشکال بقاء موضوع داده است ، که به این جواب میتوان اینطور اشکال کرد ( همانطور که آقای طباطبائی کردهاند ) که : چرا مرحوم آخوند خودش را در این مخمصه انداخته است و خواسته موضوع باقی در حرکت جوهریه دست و پاکند ، و طوری جواب داده که کأنه حرف شیخ را قبول دارد که ما در تمام حرکتها نیازمند به موضوع هستیم که آن موضوع غیر از مافیه الحرکه باشد ، و باقی و مستمر هم باشد . و بعد توجیهی را که آنها در باب کون و فساد کردهاند ، ذکر کرد و آنرا توجیه کننده حرکت کمیه و جوهریه دانسته است . ممکن است این عمل مرحوم آخوند را اینطور توجیه کنند که مرحوم آخوند خیلی از اوقات برای مطلب حقی از راههای مختلف اقامه برهان میکند که به بعضی از آن راهها نیازی نیست ، یا احیانا بر خلاف مبانی خودشان است ، و مقصودش از این کار این است که به مخالفان آن مطلب حق بگوید این مطلب حتی با مبانی شما هم قابل اثبات است . پس ارزش جواب آخوند در اینجا این مقدار است که به امثال شیخ با مبانی خودشان جواب بدهد و اشکال آنها را بر حرکت جوهریه حل نماید و بگوید حرکت جوهریه اشکالی بیش از اشکال کون و فساد شما ندارد . همان جور که آنجا قائل به موضوع باقی مستمری هستید که آن موضوع غیر از ما فیه الکون و الفساد میباشد ، اینجا هم عینا به همان شکل