حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨
وقتی میگوئیم زمان ، مکان و وضع از مشخصات هستند ، معنایش این است
که شیء بدون زمان و مکان و . . . نمیتواند متشخص و موجود باشد ، یعنی
زمان ما ، مکان ما . . . در تشخص معتبر است . پس اگر گفته شود این شیء
که مشخصاتش متغیر است ، تشخصش باقی است یا باقی نیست ؟ جواب این
است که هم باقی است و هم باقی نیست . هیچ مشخصی به آن دقتی که بخواهید
باقی نیست ، ولی در عین حال این شیء در هیچ حالی خالی از هیچ یک از این
مشخصات نیست ، یعنی هر کدام را بطور فرد ما دارد . پس جسم دائما
مشخصاتش تغییر میکند در عین حال هیچ وقت هم خالی از مشخصات نیست .
پس در شیء ، مشخصات معتبرند بوجهی و غیر معتبرند بوجهی ، معتبرند بوجه
العموم و غیر معتبرند بوجه الخصوص . نظیر همان چیزی که ما در موضوع
حرکت گفتیم که ماده باقی است بوجه و باقی نیست بوجه آخر ، باقی است
بوجه العموم ( چون در ضمن صوره ما باقی است ) ، باقی نیست بوجه آخر .
این نیز یک مطلبی که ایشان اینجا گفتهاند .
مشابهت موضوع در حرکت عرضی و حرکت جوهری
در اینجا دو مطلب دیگر دارند که قدری با هم مخلوطند ، یکی از آن دو ادامه همین مطلبی است که گفته شد . میگویند : در حرکات عرضیهای که در وقوعشان هیچ شک نیست ، مثل کیف و أین ، در اینجا موضوع چیست ؟ در اینجا شما بدون دغدغه جواب میدهید که موضوع جوهر است ، یعنی جسم است .مثلا جسم که در سواد حرکت میکند ، موضوع جسم است و ما فیه الحرکه سواد است . یعنی جسم در هر آنی دارای فردی از سواد است ولی افراد بالقوه ، یعنی یک فرد متصل
> این نظیر آن چیزی است که امروزه درباره فشار خون میگویند . خون یک امر مزاجی است . خون باید یک فشار معینی داشته باشد تا انسان بتواند زنده بماند اما این فشار باید بین دو حد باشد و وقتی بین این دو حد در نوسان است مستلزم قطع حیات نیست ولی اگر از حداقل پائینتر و از حد اکثر بالاتر برود ، آنگاه حیات به خطر میافتد .