حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١
شخصی اعتبار نشده است ، بلکه بنحو کلی و مبهم اعتبار شده است . بسیار
خوب ، پس اگر جسمیت شیء تغییر کرد ولی فصولش مانند نامی و امثال آن
تغییر نکرد ، مثل حرکتهای مقداری و حرکت در کم ، آیا جسم زایل میشود ؟
اشکال در حرکت در کم این بود که کمیت با جسم طبیعی فرقشان فرق تحلیلی
است ، اگر کمیت شیء تغییر بکند جسم مطلق تغییر کرده . اگر شخص کم ،
شخص کم نباشد ، شخص جسم ، شخص جسم نیست . آیا در این حرکتهای کمی مثل
نمو و ذبول و تخلخل و تکاثف جسم زایل میشود یا زایل نمیشود ؟
در پاسخ میگوید : جسم به اعتبار اینکه ماده است ، و یک نوعی است در
مقابل صورت ، به این اعتبار بله ، این جسم از بین رفته و جسم دیگری آمده
، یعنی این ماده رفته ماده دیگری آمده ولی جسم به اعتبار لابشرطیتش ، با
رفتن ماده از بین نمیرود ، باقی است به بقاء صورت . صورت که باقی باشد
، جسم به اعتبار جنسیت خودش باقی است [١] .
بقای هیولی به بقای فصل اخیر
تا اینجا میخواست بقای هیولی را به این شکل توجیه بکند که هیولی مع صوره ما موجود است ، پس موضوع باقی است به اعتبار صوره ما . بعد از این مرحوم آخوند ، بدون اینکه در کلامش نشان بدهد که از مطلبی به مطلب دیگری[١] مسأله بقاء موضوع در حرکت جوهریه ، گذشته از اینکه خودش از معضلات است ، و بعدها هم اتباع شیخ که منکر حرکت جوهریه هستند به همین مطلب تمسک کردهاند ، کلمات مرحوم آخوند هم تا حد زیادی در اینجا معضل ایجاد کرده است . ایشان مطلب را به یک صورت غیر روشنی بیان کرده است ، به جوری که مرحوم آخوند از مطلبی به مطلب دیگر رفته است ، بدون اینکه در بیانش مشخص باشد که به مطلب دیگری منتقل شده است . البته محشین و شارحان مرحوم آخوند مثل حاجی و آقا علی مدرس در " بدایع الحکم " توضیح دادهاند که از بیانات مرحوم آخوند مطالب مختلف و گوناگونی استفاده میشود ، از جمله حاشیه مرحوم حاجی که در اینجا هست .