حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣
اصلا مسأله ترکب جسم از ماده و صورت به معنای ترکب حقیقت جسم است از یک امر مبهم و کلی و از یک امر شخصی و جزئی . به آن نحو که ماده جزء است یعنی به وجوده الکلی و به وجوده الابهامی ، به همان نحو باقی است . این خلاصه مطلب این فصل است . البته آن مطلبی که دیشب گفتیم که مرحوم آخوند قبول دارند و آقای طباطبائی هم اشاره کردند ، به قوت خودش باقی است ، که اصلا مسأله کون و فساد ( را که مرحوم آخوند در اینجا مماشاتا با دیگران قبول کرده و آنرا مستند برای صحت حرکت جوهریه قرار داده است ) با بیان دیگر قابل توجیه نیست و درست نیست . ولی ما بحسب همین اصل جدلی و مماشاتی هم که الان با شیخ داریم بحث میکنیم جواب همه اشکالات را داریم میدهیم . پس اگر به ما بگویند ماده که در تشخصش تابع صورت است ، چطور شما میگویید ماده مع صوره ما باقی است ؟ چون منظور شما این است که مع تشخص ما باقی است . و این مساوی است با اینکه بگوییم یک تشخصش از بین رفته و تشخص دیگر جای آن آمده . پس یک ماده رفته و ماده دیگر آمده است . وقتی چنین باشد ، پس ماده باقی در اینجا نداریم . جواب میدهیم که ماده باقی به نحو کلی و مبهم باقی است . ممکن است گفته شود به این نحو باقی باشد دردی را دوا نمیکند . میگوییم چرا ، اصلا آنکه جزء است ماده به نحو مبهم است .