حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٦
> به این معنی است . ایشان میفرمایند هر جا کلمه " أمر " در باب تکوینیات آمده است از خود قرآن استنباط میشود که در آن مورد زمان وجود ندارد و أمر تدریجی الوجود نیست . مثل " انما أمره اذا أراد شیئا أن
یقول له کن فیکون »" و نیز آیه " قل الروح من أمر ربی »" . " تفسیر المیزان " در عین اینکه یک تفسیر است ، از نظر معارف و اشتمال آن بر معارف اسلامی و الهیات یک کتاب واقعا کم نظیری است و بلکه من فکر نمیکنم د ر اصول عقاید و معارف اسلامی این کتاب نظیری داشته باشد و تاکنون در بین شیعه نظیر آن نوشته شده باشد . منتهی این مطالب در " تفسیر المیزان " متفرق است و اگر برای مطالب این کتاب یک فهرست موضوعی تهیه شود که جامع و مفصل باشد بسیار مفید است . ایشان در " تفسیر المیزان " در جاهای مختلف این معنی را از آیات قرآن اثبات کردهاند . مرحوم آخوند در اینجا میفرماید نسبت روح و آن عالم عقلی که مبدأ زمان است به ذات واجب تعالی نسبت أمر به آمر و نسبت کلام به متکلم است . این مطلب را در " الهیات " در حدود سی صفحه توضیح دادهاند و در اینجا فقط اشاره مختصری کردهاند . و نیز میگویند نسبت عالم طبیعت که عالم سیلان و تدریج است به ذات واجب نسبت کتابت به کاتب است . یعنی أمر تدریجی الوجود است . چون حدوث و تجدد از لوازم ذات واجب تعالی است . بعد گفته است که به همین جهت که عالم أمر عالم وجودهای دفعی است و
عالم خلق عالم امور تجددی است ، در قرآن آمده است " و کان أمر اللهمفعولا »" و گفته نشده است " و کان خلق الله مفعولا " . حاجی میفرماید که دلیل این أمر این است که خلق جنبه نقص است و عالم طبیعت با عدم خلیط است ولی أمر جنبه کمال است ، و کان أمر الله مفعولا »، یعنی جنبه کمال اشیاء به خدا نسبت دارد . ولی این گفته حاجی اولا فی حد ذاته درست نیست و تعبیر " خلق " مکرر در قرآن آمده است . و مقصود مرحوم آخوند این نیست که حاجی شرح کرده است . من خیال میکنم مقصود مرحوم آخوند این باشد که آنچه مربوط به عالم خلق است در آنجا باید گفت : " کل یوم هو فی شأن غ" یعنی عالم طبیعت یک أمر شده و انجام یافته نیست ، أمری است که انجام یافته است و در حال انجام یافتن است و در آینده نیز انجام خواهد یافت . ولی در مورد عالم أمر تدریج وجود ندارد و یک أمر شده است : " و کان أمر الله مفعولا »" .