حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٤
اجسام یک نقطه اعتبار میکنیم میان دو قطعه از یک خط ، در اینجا هم همینطور . پس آن دو فرض هر دو محال است ، چه اینکه قائل شویم این علل در آنات متتالی و متوالی بوجود آمده که تتالی آنات است ، و چه در زمانهای بریده بریده شده ، آن هم به دلائلی که در محل خودش ثابت شده است که زمان یا وجود ندارد یا اگر وجود دارد به صورت متصل واحد وجود دارد . پس این هر دو غلط است . فرض سوم : این است که بگویند برای وجود پیدا کردن این زمان علتش وجود پیدا کرد در زمان قبل و علت علتش هم در زمان قبل و علت علت علتش هم در زمان قبل ، ولی این زمانها مجموعا یک واحد متصل تشکیل میدهند . اگر این را بگوئید ، این که خلاف مدعا است ، همان زمانی را که انکار میکردید وجودش را قبول کردید . شما الان بحثتان در این است که زمان به این معنی حادث است و قبل از این زمان زمانی نیست . شما همان چیزی را که نفی میکردید ، آن را اثبات کردید . این را ما هم قبول داریم که قبل از هر زمانی زمانی وجود دارد و قبل از هر زمانی زمانی . بنابراین نمیتوانیم برای زمان عدمی قائل باشیم که آن عدم تقدم دارد بر زمان ، آن هم تقدمی که متقدم با متأخر قابل جمع نیستند . این خلاصه این برهان و استدلال . مرحوم آخوند پس از بیان برهان مذکور سراغ مباحثی میرود که ربطی به اصل مطلب ندارد و آن اینکه : بنابراین بر زمان جز ذات باریتعالی و امر واجب تعالی و کلمه " کن " و آنچه که ما آن را عالم امر مینامیم چیز دیگری تقدم ندارد و . . .
خلط میان امکان ذاتی و استعدادی در برهان حکما
در اینجا یک مطلب است که قبلا هم بحث شده است و آن این است که این برهان - همان طور که در فصل ١٦ هم گفته شد - برهانی است که از شیخ رسیده است و هم در " شفاء " و هم در " اشارات " بیان شده است . در زمان شیخ اصطلاح