حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٣
زمان قبل . علت زمان یک زمان کوچک ( مثلا یک هزارم ثانیه ) میخواسته است . این فقط یک زمان داشته که زمانش مثل خودش حادث است . علت آن علت هم باز یک قطعه از زمان داشته . غرض این است که این علتها را یا آنی الحصول میدانیم یا زمانی الحصول . اگر آنی الحصول باشد مقدار ندارد و اگر زمانی الحصول باشد مقدار دارد ولی مقدار کوچک . ولی این زمانها را از یکدیگر منفصل و جدا حساب میکنیم ، نه یک زمان واحدی که متصل واحد باشد . این دو فرض هر دو محال است . اما اینکه این علت در یک آن باشد و علت دیگر در آن دیگر که " آن " ها در کنار یکدیگر قرار میگیرند ، همان مسئله تتالی آنات است که به " آن " جزء لا یتجزای زمان میگویند . براهین امتناع جزء لا یتجزی هم ترکب جسم از اجزای لا یتجزای مکانی را باطل میکند و هم ترکب زمان از آنات را . البته منظور جزء لا یتجزای متکلمین است ، اجزائی که نه طول دارد نه عرض نه عمق ، یعنی نقطه مکانی که راسم مکان است . این براهین ترکب جسم را از مجموع نقاط جوهری مکانی و ترکب زمانی را از مجموع نقاط زمانی ، یعنی آن زمانی باطل میکند . اشتباه است اگر گمان کنیم زمان مجموع " آن " هائی است که در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند . " آن " ی که ما در مورد زمان میگوئیم یک امر اعتباری است . زمان در ذات خود یک امر متصل است و " آن " به عنوان حد میان دو کمیت اعتبار میشود . بعد نیز خواهیم گفت که " آن " به معنی ذره کوچک محال است و اگر قائل به آن شویم ، آن منشأ زمان است ، یعنی زمان از او درست شده است . اما " آن " به معنائی که ما قبول داریم یک امر اعتباری و متفرع بر وجود اتصالی زمان است . یعنی بعد از آنکه زمان را به صورت یک امر متصل واحد پذیرفتیم ، قبول میکنیم که برای زمان " آن " اعتبار میشود . یعنی همان چیزی که در ذات خودش هیچ تقطیعی ندارد ، ولی ما مثلا یک ساعت را در نظر میگیریم حد وسط یک ساعت را " آن " میگوئیم ، آن " آن " ی که یک ساعت بر آن تنصیف میشود . آن " آن " در خارج وجود ندارد ، ولی ما اعتبار میکنیم . همانطور که در