حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٢
ناچار آن هم معلل میشود به اینکه آن هم اگر وجود نداشت علتش وجود نداشت . نقل کلام به آن علت میکنیم . بنابراین علل غیر متناهی لازم میآید یعنی علل غیر متناهی که همه حادثند ، علل غیر متناهی که به علت قدیم منتهی نشود ، زیرا اگر به علت قدیم منتهی شود که اشکال دیگری پیش میآید . علل غیر متناهی که همه حادثند . اولا یک محالی در اینجا لازم میآید که در سایر تسلسلها لازم نمیآید و آن این است که ما اگر علل غیر متناهی حادث را هم ممکن بدانیم سؤال بر جای خود باقی است . اگر تمام این حادثها را به منزله یک واحد اعتبار کنیم ، میتوانیم بگوئیم تمام این علل غیر متناهیه حادث ، چرا حادث شد ؟ چون فرض این است که قائلید که در این لحظه آن علل غیر متناهی حادث شد ، ولی خود علل غیر متناهی حادث ، باز امری حادث است . از این هم میگذریم . از این مطلب که بگذریم ، میگوئیم آن علل غیر متناهی یا مجتمعند یا متعاقب . اگر مجتمع باشند براهین امتناع تسلسل ، آن را باطل میکند . چون براهین تسلسل امور لا یتناهی مجتمعه را باطل میکند . ولی فرض دیگر این است که این امور متعاقب باشند ، یعنی اینطور باشد که زمان یک آن حدوث دارد و علت زمان در همان آن حدوث ، حادث نشده که بعد بگوئیم علت این چطور و علت علت این چطور ؟ بلکه در آن قبل حادث است ، در آن قبل حادث شده . علت آن چطور ؟ باز علتش در آن قبل حادث شده . میتوان فرض کرد در آن قبل از آن یا در زمان قبل از آن ، باید ببینیم چگونه میتوان این را تصور کرد ؟ دو جور و بلکه سه جور میتوان آنرا تصور کرد : فرض اول : اینکه بگوئیم این در آن قبل حادث شده است و علتش در آن قبل از این آن و علت او در آن قبل از این آن ، و همین طور آن به آن پیش برویم . فرض دوم : اینکه بگوئیم علت او در زمان قبل پیدا شده ، ولی زمانهائی که از یکدیگر منقطع و جدا جدا هستند . مثلا یک زمان یک ثانیهای که واقعا بریده شده از