حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٦
باشد . معمولا در باب کیفیات چنین حرفی را میزنند . ولی ایشان در هیچ جا چنین حرفی را نمیزند ، بخصوص در باب کم و وضع که وضع ، چیزی باشد غیر از وجود جوهر و ضمیمه آن شده باشد . وجود وضع یا عین وجود جوهر است و یا لازمه وجود جوهر است ، یعنی لازمهای است که از وجود جوهر انتزاع میشود ، بنابراین وجودش عین وجود جوهر است . در باب چنین لوازمی فرض ثبات ملزوم و تحرک لازم نمیشود . مثلا ابوت که انتزاع میشود از وجود یک ذات ، که آب باشد ، این را با سفیدی که عارض جسم است مقایسه کنید . در باب سفیدی ممکن است کسی قائل شود که سفیدی یک شیء است جدای از جسم و علاوه شده بر جسم ، و سفیدی تغییر میکند در حالی که جسم به حال خودش باقی است . ولی آیا در ابوت میشود تغییری فرض کرد بدون اینکه در اب تغییر پیدا شود ؟ نه ، ابوت یک نسبت است که از ذات اب انتزاع میشود و اگر هم تغییری در آن پیدا شود به تبع منشأ انتزاعش است . ایشان در اینجا نیز به این حرف تمسک کرده که از اینجا حرکت جوهریه را اثبات کند . با اینکه شیخ چنین حرفی را نزده ولی ایشان به این حرف استدلال