حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣١
انسان با یک فرد حفظ نمیشود این غریزه به انسان داده شده است که افراد دیگر را به وجود آورد . انسان از نظر خودش بچهاش غایت خودش است ، ولی از نظر طبیعه الکل چیزی که غایت است انسان است . شیخ آن حرف را اینجا آورده است که غایت فلک حرکت این مرتبه خاص و هیچ مرتبه خاص دیگری نیست . غایت فلک حرکت است ، ولی حرکت چون یک امر متجدد بالذات است آن را نمیتوان در یک مرتبه معین حفظ کرد . باید مرتبهای بعد از مرتبه و مرتبهای بعد از مرتبه باشد . پس این مراتب فردی مقدمه وجود نوعند . مرحوم آخوند به این حرف ایراد کردهاند که بعد خواهیم گفت ، ان شاء الله . این مطلب را گفتیم که حرف شیخ معلوم شود . اینکه میگوید : نوع به وسیله اشخاص استبقاء میشود ، مقصودش چیست که این را حتی در باب حرکت تعمیم داده که آنجا نوع حرکت و ذات حرکت " من حیث هی " بدون اینکه تعین این فردی به آن فردی ، این مرتبهای به آن مرتبهای داشته باشد غایت طبیعت است .
ایرادی بر بیان شیخ در غایت نوعی طبیعت
این حرف از نظر انطباقش با آنچه که در باب غایات گفته است مطلب صحیحی است ، ولی ایراد دیگری پیدا میشود که حاجی به آن ایراد دوم اشاره کرده است . ایراد دیگری که حاجی متوجه آن است این است که : این حرف را در مورد انسان میتوان گفت ، درباره درخت زرد آلو و گوسفند میتوان گفت ، ولی در مورد حرکت نمیتوان گفت ، به علت اینکه حرکت طلب است نه مطلوب . حرکت نه فردش میتواند غایت باشد ، نه نوعش و نه کلیاش . چون اصلا ماهیت حرکت طلب است و به همین دلیل میگویند حرکت غایت میخواهد و حال آنکه ظاهر حرف شما این است که خود حرکت مطلوب است .