حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٧
در صورت مستقیم نبودن حرکت ، انواع حرکت غیر مستقیم خواهیم داشت : یکی حرکت مستدیر است یعنی حرکت وضعی ، مثل حرکتی که امروزه برای کره زمین قائلند یا حتی حرکت های دوری انتقالی که حرکت تکراری است . یعنی حرکتی است که مسیری را طی میکند و به نقطه اول میرسد و باز همان را دو مرتبه تکرار میکند . حکما معتقدند که اگر حرکتی مستدیر باشد ، این حرکت باید حداقل دو علت داشته باشد ، مقصود این است که از یک فاعل طبیعی حرکت مستدیر پیدا نمیشود ، باید چند فاعل دست بدست یکدیگر بدهند تا یک شیء حرکت مستدیر انجام دهد ، و الا مقتضای طبیعت واحد بی جان که کارش یکنواخت است چنین چیزی نخواهد بود . حال چه دلیلی بر این مطلب است ، بعدها گفته میشود . فعلا به عنوان مقدمه میگوئیم تا بحث روشن شود . یا اگر علل ، مرکب نیست آن مبدأ باید شاعر ، ذی نفس و ذی اراده باشد که در درونش ارادات و اشواق متجدد شود . شوقها و ارادهها اگر متجدد شود مانعی ندارد . و لهذا یک انسان به حکم اینکه با اراده است این امکان برای او هست که مثلا دور یک مکان چند بار بچرخد . برای اینکه هر بار شوق و اراده جدیدی پیدا میشود . حکما چه برهانی داشتهاند بر اینکه آن حرکات افلاکی که بطلمیوس فرض کرده بود ، آن حرکات را ارادی بدانند ؟ از همین راه وارد شدند که : چون حرکات افلاک مستدیر و مکرر است افلاک نمیتوانند اجسام عنصری باشند و مورد تعلق هیچ نفسی نباشند . پس حرکات افلاک حرکات ارادی و شوقی است .
غایت در حرکات افلاک
حال این مطلب که دانسته شد مقصود مرحوم آخوند روشن میشود که : در آن گونه حرکات غایت هم تدریجی الوجود است و هم شعوری است . میگویند در