حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٧
امتداد کمتری مسافت را طی کرده و آن دیگری با امتداد و بعد بیشتری . آیا از اینجا کشف نمیکنیم که حرکت در ذات خود دارای دو کشش و امتداد است : امتدادی مکانی و امتدادی زمانی ؟ دو حرکت را که با هم مقایسه میکنیم وقتی امتداد مکانی هر دو برابر باشد ممکن است امتداد زمانی یکی کمتر از دیگری باشد ، و گاهی امتداد زمانی دو حرکت مساوی است ولی امتداد مکانی آنها مساوی نیست . پس حرکت دو تقسیم میپذیرد و از دو نظر حالت مقداری دارد . مقدار یعنی کمیت ، و کمیت شیء از آن جهت به شیء نسبت داده میشود که آن شیء قابلیت تقسیم داشته باشد . اگر این انقسامات بالفعل باشد " عدد " نامیده میشود و اگر انقسامات بالقوه باشد و حد مشترک داشته باشد " مقدار " نامیده میشود و در اینجا چون انقسامات بالقوه است تعبیر مقدار میکنیم . پس هر حرکتی دارای دو مقدار و دو کمیت است و از دو جهت قابلیت تقسیم دارد . اکنون یک سؤال باقی میماند که : درست است که ما واقعا در هر حرکتی دو مقدار و کمیت و دو قابلیت تقسیم تشخیص میدهیم ، ولی به چه دلیل یکی از این دو کشش زمان است ؟ پاسخ این است که : از این دو امتداد آن موردی را که زمان نامیدیم ، امتداد و مقدار غیر قاری است ، یعنی یک امر متصل غیر قار است و اجزاء آن با یکدیگر اجتماع در وجود ندارند . یعنی حرکت دو امتداد دارد : به حسب یک امتداد ، اجزائش با یکدیگر قابل اجتماعاند و آن امتداد مسافتی است . اگر میگوئیم طول این پرش پنج متر است ، این پنج متر اجتماع در وجود دارند و در آن واحد همه با یکدیگر وجود دارند . ولی یک امتداد دیگرش غیر قار الذات است و همه اجزاء آن امتداد در یک آن با هم جمع نمیشوند . بنابراین ما چنین چیزی داریم . پس حرکت دارای یک بعد و امتدادی است که به حسب آن بعد حرکت غیر قار الذات است . این برهانی است که طبیعیون اقامه کردهاند و مرحوم آخوند در اینجا بیش از این شرح نمیدهد ( ١ ) .