حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٨
واقعی دارند بدون اینکه نیازی باشد از ماده خارجی تغذیه بکنند . این معنای تخلخل و تکاثف حقیقی است . پس در اینجا ، نقل و انتقالهائی که در مورد نمو و ذبول لازم است ، لازم نیست . ولی یک چیز دیگر هست ، اجسام به خودی خود که تخلخل و تکاثف پیدا نمیکنند ، یک علتی باید در خارج وجود داشته باشد که منشأ تخلخل یا تکاثف بشود . قدما معتقد بودند که حرارت و برودت منشأ تخلخل و تکاثف میشود . همین حرفی که امروزه میگویند که مثلا آهن در اثر حرارت انبساط پیدا میکند و در اثر برودت انقباض پیدا میکند ، ولی امروزه اینها را تخلخل و تکاثف حقیقی نمیدانند ، بلکه معتقدند که در میان ذرات آهن خلل و فرجهائی وجود دارد که در اثر حرارت بر حجم آنها افزوده و یا از آنها کاسته میشود . قدما معتقد بودند که در اثر حرارت و برودت ، بدون اینکه خلل و فرجی در کار باشد بر حجم خود شیء حقیقتا افزوده میشود ، و انبساطی واقعی و یا انقباض واقعی پیدا میشود . پس ، اگر چه خود تخلخل احتیاج به تغذیه از خارج ندارد که به او منتقل شود ، ولی ناچار باید یک علت خارجی به آن نزدیک بشود ، مثلا علت مبردهای یا مسخنهای به آن نزدیک بشود ، تا در آن تخلخل یا تکاثف ایجاد کند . پس باید نقل و انتقالی در ناحیه علت رخ بدهد ، در حالی که در نمو و ذبول نقل و انتقال در ناحیه ماده غذایی باید رخ بدهد . اگر فرض بکنیم که عالم ساکن بشود و قدرت نقل و انتقالها و حرکتهای أینی سلب بشود ، تخلخل و تکاثفی هم در کار نخواهد بود ، چون همیشه علت تخلخل یک امر حادثی است ، یعنی مثلا حرارت از آهن دور بوده و بعد به آن نزدیک شده و سبب انبساط گشته است . بنابراین معلوم شد که تمام حرکات کمیه متوقف بر یک سلسله حرکات آینیه و انتقالیه است .