حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٦
انسان حادث است یعنی دارای حدوث است . البته بحث در مورد حدوث دفعی است که از نظر قائلین به حرکت جوهری حدوث دفعی منحصر به وصولات و امثال آن است . اگر یک شیء را به سوی شیء دیگر به حرکت در آوریم ، در یک آن واصل میشود . خوب ، در وصولات چه چیز حادث است ؟ خود وصول . حدوث چطور ؟ آیا حدوث وصول حادث است یا قدیم ؟ مسلما قدیم که نیست . اگر بگوییم حادث است ، پس در اینجا دو حادث پیدا میشود ، یکی وصول و دیگری حدوث وصول . نقل کلام میکنیم به حدوث حدوث ، آیا آن هم دارای حدوث است ؟ اگر چنین است باز نقل کلام میکنیم به حدوث حدوث حدوث . آیا آن هم حادث است ؟ نه ، یک چیز بیشتر حادث نشده که همان وصول باشد . این وصول که بعد از عدم است ، حدوث از چنین وجودی انتزاع میشود . یعنی از وجود بعد از عدم مفهوم حدوث را انتزاع میکنیم . پس حدوث به این معنی را امر نسبی مینامیم ، یعنی از مقایسه وجود شیء در حال و عدم آن در گذشته انتزاع میشود . پس حدوث حادث است لابحدوث آخر بلکه به حدوث منشأ انتزاعش . یا بگوییم حدوث وجود دارد به عین وجود منشأ انتزاعش که همان وجود بعد العدم باشد . پس حدوث وجود دیگری ندارد غیر از وجود منشأ انتزاعش [ وجود حادث ] . این در باب حدوث دفعی . در باب حرکت نیز عینا همین حرف میآید . حرکت همان حدوث است ولی حدوث تدریجی الحدوث علی قسمین : حدوث دفعی و حدوث تدریجی . اسم حدوث تدریجی را حرکت میگذاریم . یک مسألهای هست که مرحوم آخوند در مباحث حرکت مطرح نکرده و در مباحث نفس مطرح است و آن اینکه : آیا حرکت محسوس است یا معقول ؟ در ابتدا خیال میشود که واقعیت حرکت محسوس است همچنان که خیال میشود حدوث محسوس است . این اشتباه است ، حدوث معقول است نه محسوس . وجود بعد العدم