حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٠
آخوند است . و این در کلمات ایشان است و ای کاش ایشان این حرف را خیلی تکرار میکرد . بعضی مطالبی را که آنقدر ارزش و اهمیت ندارند ایشان خیلی تکرار میکنند و بعضی حرفهای با ارزش و اهمیت را که باید خیلی تکرار بکنند ، تکرار نمیکنند . ما قبلا میشنیدیم که ذات واجب الوجود است که ماهیت ندارد و تنها او دارای این خصوصیت است از باب اینکه کمال لایتناهی است . مرحوم آخوند میگوید : هر شیء در حال حرکت ماهیت ندارد ، ولی نه از باب اینکه وجود نامتناهی و نا محدود است ، بلکه از باب اینکه حد ثابت ندارد ، همیشه در میان حدود لغزان است . یعنی در دو آن در یک حد نیست ، و در این حالت باید برایش ماهیت اعتبار بکنیم و به این منظور باید آن را در یک آن ثابت فرض بکنیم تا بتوانیم برایش ماهیت اعتبار بکنیم . اینکه میگوییم ماهیت بالفعل ندارد ، یعنی ماهیت بالقوه دارد . ولی قبلا گفتیم که این بالقوه در مقابل بالفعل نیست . بلکه به معنای اجمال در مقابل تفصیل است ، یعنی در عین حال ، بر این وجود واحد ماهیات غیر متناهی صدق میکند ، چون قابل اعتبار ماهیات غیر متناهی است . هر مرتبه از مراتب غیر متناهی این ، مصداق یک ماهیت اعتبار میشود . پس شیء در حال حرکت به یک اعتبار ماهیت ندارد ، یعنی آنطور که دیگر اشیاء ماهیت دارند . و به یک اعتبار شیء در حال حرکت به عدد مراتبی که برایش قابل اعتبار هست ، ماهیت دارد ، یعنی ماهیت غیر متناهی ، ولی این ماهیت ملازم با حد داشتن نیست ، ماهیت لا بشرط است نه ماهیت بشرط لا که با ماهیات دیگر تضاد داشته باشد ، ماهیات لابشرط همه در این وجود متحرک جمع هستند . مثل نبات و حیوان و انسان است که انسان به یک اعتبار نبات نیست ، یعنی نبات بشرط لا نیست ، همچنین سنگ بشرط لا و حیوان بشرط لا هم نیست . و به اعتبار دیگر انسان مجمع تمام اینها است ، هم جماد است هم معدن هم نبات و هم حیوان ، ولی لا بشرط . مثل اینست که بگوییم عدد صد به یک اعتبار شامل عدد نود